commands

جمله های نمونه

1. your commands shall be fulfilled
فرمان های شما اطاعت خواهد شد.

2. all his commands were out without question
همه فرمان های او بی چون و چرا انجام شد.

3. the fort commands the entire valley
قلعه به همه ی دره مسلط است.

4. the grim commands of timur
فرمان های بی رحمانه ی تیمور

5. those who slighted god's commands . . .
آنان که به فرامین خداوند وقعی ننهادند . . .

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• فرماندهی ها / یگان هایِ فرماندهی
• ستادهایِ عملیاتی / واحدهایِ نظامی
• ( در مفهومِ سازمانی ) نهادهایِ مسئول در یک حوزه
🔸 مثال ها:
"We have executed multiple successful operations across combatant commands. "
...
[مشاهده متن کامل]

ما عملیات هایِ موفقِ متعددی را در تمامی فرماندهی هایِ رزمی به اجرا درآورده ایم.
• "Each of the six geographic commands is responsible for a specific region of the world. "
هر یک از شش فرماندهیِ جغرافیایی مسئول یک منطقه ی خاص از جهان است.
• "The cyber command is the newest addition to the combatant commands structure. "
فرماندهیِ سایبری جدیدترین عضوِ ساختارِ فرماندهی هایِ رزمی است.

دستورها / فرمان ها / دستورات ( بسته به بافت )
📌 تفاوت و نکات مهم:
• commands بسته به زمینه، معانی متفاوتی دارد:
روان شناسی و گفتاردرمانی:
منظور دستورهای کلامی است که از فرد خواسته می شود انجام دهد.
...
[مشاهده متن کامل]

The child follows simple commands.
کودک از دستورهای ساده پیروی می کند.
رایانه و برنامه نویسی:
دستورهای نرم افزاری یا خط فرمان
Run the following commands in R.
دستورهای زیر را در R اجرا کنید.
معنای عمومی:
فرمان یا دستور
The officer gave commands to the soldiers.
افسر به سربازان فرمان داد.

دستورات، احکام، فرمان ها