come up with the goods

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• وعده را عملی کردن / به قول خود عمل کردن
• از عهده برآمدن / جوابگو بودن
• نتیجه مطلوب تحویل دادن ( در کار یا پروژه )
🔸 مثال ها:
• "The team came up with the goods and finished the project early. "
...
[مشاهده متن کامل]

تیم از عهده کار برآمد و پروژه را زودتر به پایان رساند.
• "He promised a great performance, and he certainly came up with the goods. "
او وعده اجرای عالی داد و قطعاً از عهده آن برآمد.
• "The company always comes up with the goods for its clients. "
این شرکت همیشه برای مشتریان خود نتیجه مطلوب تحویل می دهد.

وفاکردن به عهد