acid : معنی تند و کنایه آمیز، گزنده، نیش دار، بدخلق، بدقلق هم میده
🔸 معادل فارسی:
• ترش رویی کردن، بداخلاقی کردن، بد قلقی کردن
• با لحن تند و توهین آمیز حرف زدن
• طعنه زدن، کری خواندن
🔸 مثال ها:
Don't try and come the old acid with me, mate. I've known you too long.
... [مشاهده متن کامل]
رفیق، سعی نکن با من کری بخونی و ترش رویی کنی. من خیلی وقته می شناسمت.
He started coming the old acid when I pointed out his mistake.
وقتی اشتباهش رو بهش گوشزد کردم، شروع کرد به تند حرف زدن و بداخلاقی کردن.
Oh, leave him alone. He's just coming the old acid because he lost the game.
اه، بذار به حال خودش. فقط چون تو بازی باخته، بد قلقی می کنه و طعنه می زنه.
He's always coming the old acid whenever someone disagrees with him.
اون همیشه وقتی کسی باهاش موافق نیست شروع می کنه به طعنه زدن و کری خوندن.
• ترش رویی کردن، بداخلاقی کردن، بد قلقی کردن
• با لحن تند و توهین آمیز حرف زدن
• طعنه زدن، کری خواندن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
رفیق، سعی نکن با من کری بخونی و ترش رویی کنی. من خیلی وقته می شناسمت.
وقتی اشتباهش رو بهش گوشزد کردم، شروع کرد به تند حرف زدن و بداخلاقی کردن.
اه، بذار به حال خودش. فقط چون تو بازی باخته، بد قلقی می کنه و طعنه می زنه.
اون همیشه وقتی کسی باهاش موافق نیست شروع می کنه به طعنه زدن و کری خوندن.