🔸 معادل فارسی:
• ( در مهمانی یا رقص ) تنها رفتن، بدون همراه رفتن
• مردانه، فقط برای آقایان ( در بافت های دیگرِ stag )
• تک و تنها ( در رویدادهای اجتماعی )
🔸 مثال ها:
"Since my girlfriend is sick, I guess I'll have to go stag to the prom. "
... [مشاهده متن کامل]
از آنجایی که دوست دخترم مریض است، حدس می زنم مجبورم تنها به رقص سالانه بروم.
"The invitation said 'Come stag or drag, ' so I'm going to show up alone and see who I meet. "
دعوتنامه نوشته بود تنها بیا یا همراه بیاور، بنابراین من تنها می روم تا ببینم چه کسی را ملاقات می کنم.
"In the 1960s, it was common for young men to come stag to dances and then ask girls from the stag line to dance. "
در دهه ۱۹۶۰، این رایج بود که مردان جوان تنها به رقص ها می آمدند و سپس از دختران حاضر در سالن برای رقص دعوت می کردند .
• ( در مهمانی یا رقص ) تنها رفتن، بدون همراه رفتن
• مردانه، فقط برای آقایان ( در بافت های دیگرِ stag )
• تک و تنها ( در رویدادهای اجتماعی )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
از آنجایی که دوست دخترم مریض است، حدس می زنم مجبورم تنها به رقص سالانه بروم.
دعوتنامه نوشته بود تنها بیا یا همراه بیاور، بنابراین من تنها می روم تا ببینم چه کسی را ملاقات می کنم.
در دهه ۱۹۶۰، این رایج بود که مردان جوان تنها به رقص ها می آمدند و سپس از دختران حاضر در سالن برای رقص دعوت می کردند .