come over one's transom

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• به طور غیرمنتظره و ناگهانی رسیدن ( بدون درخواست قبلی )
• از راه غیررسمی و ناگهانی وارد شدن
• مثل باد وارده شدن، سر و کله اش پیدا شدن ( بدون مقدمه )
• ( به خصوص در انتشارات ) دست نوشته ای که بدون واسطه و agent ارسال شود
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
� "The manuscript came over the transom and became a bestseller. "
دست نوشته بدون هیچ مقدمه ای ناگهان از راه رسید و پرفروش شد.
� "Most of our best ideas come over the transom from our customers. "
بیشتر ایده های خوبمان به طور غیرمنتظره از طرف مشتریان به دستمان می رسد.
� "I didn't expect that job offer — it just came over my transom. "
پیشنهاد شغلی رو اصلاً انتظار نداشتم — یهو و ناگهانی بهم رسید.
� "The complaint came over the transom late last night. "
شکایت بدون اطلاع قبلی و ناگهانی دیشب دیروقت رسید.