🔸 معادل فارسی:
• وارد بند زندان شدن • در بخش زندان ظاهر شدن • به بند منتقل شدن
🔸 مثال ها:
- When new prisoners come on the wing, they are introduced to the other inmates.
وقتی زندانیان جدید وارد بند می شوند، آن ها را به سایر زندانیان معرفی می کنند.
... [مشاهده متن کامل]
- He looked completely lost when he first came on the wing.
وقتی برای نخستین بار وارد بند شد، کاملاً سردرگم به نظر می رسید.
- You can often tell how distressed prisoners are when they come on the wing.
اغلب می توان از وضعیت ظاهری زندانیان هنگام ورود به بند، میزان آشفتگی و درماندگی آن ها را تشخیص داد.
• وارد بند زندان شدن • در بخش زندان ظاهر شدن • به بند منتقل شدن
🔸 مثال ها:
وقتی زندانیان جدید وارد بند می شوند، آن ها را به سایر زندانیان معرفی می کنند.
... [مشاهده متن کامل]
وقتی برای نخستین بار وارد بند شد، کاملاً سردرگم به نظر می رسید.
اغلب می توان از وضعیت ظاهری زندانیان هنگام ورود به بند، میزان آشفتگی و درماندگی آن ها را تشخیص داد.