🔸 معادل فارسی:
از انزوا بیرون آمدن : بازگشت به جمع : پایان یافتن طردشدگی : از حاشیه به متن آمدن : دوباره پذیرفته شدن : از گوشه نشینی درآمدن
🔸 مثال ها:
• Shunned Eritrea looks to come in from the cold.
... [مشاهده متن کامل]
اریتره ی منزوی به دنبال بازگشت از انزواست.
• After years of isolation, the regime is trying to come in from the cold.
پس از سال ها انزوا، آن رژیم تلاش می کند از حاشیه به متن بیاید.
• The spy finally came in from the cold.
آن جاسوس بالاخره از حاشیه به متن آمد و به آغوش جامعه بازگشت.
• The country is desperate to come in from the cold.
آن کشور مشتاق است تا از انزوا بیرون بیاید.
از انزوا بیرون آمدن : بازگشت به جمع : پایان یافتن طردشدگی : از حاشیه به متن آمدن : دوباره پذیرفته شدن : از گوشه نشینی درآمدن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
اریتره ی منزوی به دنبال بازگشت از انزواست.
پس از سال ها انزوا، آن رژیم تلاش می کند از حاشیه به متن بیاید.
آن جاسوس بالاخره از حاشیه به متن آمد و به آغوش جامعه بازگشت.
آن کشور مشتاق است تا از انزوا بیرون بیاید.