come a courting

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
برای خواستگاری آمدن
به قصد ازدواج برای ملاقات آمدن
مثال:
In the old days, a young man would come a - courting on Sunday afternoons.
در روزگار قدیم، یک جوان عصرهای یکشنبه برای خواستگاری می آمد.
...
[مشاهده متن کامل]

The ballad tells of a sailor who came a - courting the farmer’s daughter.
ترانه درباره ملوانی است که برای خواستگاری دختر کشاورز آمد.