combustion

/kəmˈbəst͡ʃən//kəmˈbʌst͡ʃən/

معنی: احتراق، اشتعال، سوخت
معانی دیگر: سوختن، غوغا، هیجان شدید، آشفتگی، همهمه

بررسی کلمه

اسم ( noun )
مشتقات: combustive (adj.)
(1) تعریف: the act or process of burning.
مشابه: burning

(2) تعریف: the process of oxidation, usu. accompanied by heat and light.

(3) تعریف: violent disturbance, turmoil, or upheaval.

- The combustion of the crowd led to a riot.
[ترجمه علي] برآشفتن جمعیت، شورشی را پدید آورد.
|
[ترجمه مرجان] آشفتگی شدید جمعیت منجر به شورش شد
|
[ترجمه ترگمان] آتش جمعیت به شورش تبدیل شد
[ترجمه گوگل] احتراق جمعیت منجر به شورش شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. combustion chamber
آتشدان

2. the combustion of gasoline in the engine
سوختن بنزین در موتور

3. the principle of a gasoline engine is internal combustion
احتراق درونی اصل کار موتورهای بنزین سوز است.

4. Soot is usually the product of the imperfect combustion of fuel.
[ترجمه علی جادری] دوده معمولا نتیجه احتراق ناقص سوخت است .
|
[ترجمه ترگمان]Soot معمولا محصول احتراق کامل سوخت است
[ترجمه گوگل]بخاری معمولا محصول احتراق ناقص سوخت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The energy is released by combustion on the application of a match.
[ترجمه ترگمان]انرژی با احتراق در کاربرد یک مسابقه آزاد می شود
[ترجمه گوگل]انرژی توسط احتراق در استفاده از یک بازی منتشر می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Soot is the product of the imperfect combustion of fuel.
[ترجمه ترگمان]Soot محصول احتراق کامل سوخت است
[ترجمه گوگل]بخار محصول احتراق ناقص سوخت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The development of fluidized combustion systems has opened new doors towards small scale coal systems.
[ترجمه ترگمان]توسعه سیستم های احتراق سیال، دره ای جدیدی را به سمت سیستم های زغال سنگ در مقیاس کوچک باز کرده است
[ترجمه گوگل]توسعه سیستم های احتراق سیال، درب های جدیدی را به سمت سیستم های کوچک زغال سنگ گسترش داده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. A combination of mass production and the internal combustion engine was responsible for the Allied victory.
[ترجمه ترگمان]ترکیبی از تولید انبوه و موتور احتراق داخلی مسئول پیروزی متفقین بودند
[ترجمه گوگل]ترکیبی از تولید انبوه و موتور احتراق داخلی مسئول پیروزی متفقین بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The combustion melts the pumice, the hot gases foam it up, and the hot foam fills the mould in seconds.
[ترجمه ترگمان]احتراق the را ذوب می کند، گازهای داغ آن را کف می کنند و کف های داغ در عرض چند ثانیه قالب را پر می کند
[ترجمه گوگل]احتراق پمیز را ذوب می کند، گازهای گرم آن را فوم می کنند و فوم داغ در قالب قالب را پر می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Secondly, new fuels for the internal combustion engine which do not involve the depletion of vital and limited energy resources.
[ترجمه ترگمان]دوم، سوخت های جدید برای موتور احتراق داخلی که شامل تخلیه منابع انرژی حیاتی و محدود نمی شود
[ترجمه گوگل]ثانیا، سوخت های جدید برای موتور احتراق داخلی که شامل صرفه جویی در منابع حیاتی و محدود انرژی نیستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Let us choose a coal which upon combustion yields 0. Natural gas Produces negligible 50
[ترجمه ترگمان]اجازه دهید یک زغال سنگ را انتخاب کنیم که بر روی احتراق صفر باشد تولید گاز طبیعی برابر با ۵۰ درصد
[ترجمه گوگل]اجازه دهید یک ذغال سنگ را انتخاب کنیم که پس از احتراق تولید می شود 0 گاز طبیعی 50 بار ناچیز تولید می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Another area of expertise is the repair of combustion chambers, used in both aviation and industrial gas turbines.
[ترجمه ترگمان]حوزه دیگر تخصص، تعمیر محفظه احتراق است که در هر دو توربین گاز و گاز مورد استفاده قرار می گیرد
[ترجمه گوگل]یکی دیگر از زمینه های تخصص تعمیرات اتاق های احتراق است که در هر دو نوع توربین های هوایی و صنعتی استفاده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Combustion can not continue in the absence of oxygen and certain commercially produced fire extinguishers work on this principle.
[ترجمه ترگمان]این مشعل نمی تواند در غیاب اکسیژن و کپسول های آتش نشانی خاص تولید شده به صورت تجاری، ادامه یابد
[ترجمه گوگل]در صورت عدم وجود اکسیژن، احتراق نمی تواند ادامه یابد و برخی از آتش نشان های تجاری تولید شده بر روی این اصل کار می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Engineers are still trying to come up with a commercially viable replacement for internal - combustion engines.
[ترجمه ترگمان]مهندسان هنوز در تلاشند تا یک جایگزین تجاری مناسب برای موتورهای احتراق داخلی ایجاد کنند
[ترجمه گوگل]مهندسان هنوز سعی دارند جایگزینی مناسب برای موتورهای داخلی احیا کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

احتراق (اسم)
inflammation, combustion, ignition, lighting

اشتعال (اسم)
combustion, ignition, lighting

سوخت (اسم)
fuel, combustion, crop damage

تخصصی

[خودرو] احتراق
[شیمی] احتراق، سوختن، اکسیده شدن سریع (همراه با حرارت و نور)، اکسیده شدن آهسته (همراه باحرارت کم و بدون نور)
[عمران و معماری] احتراق
[برق و الکترونیک] احتراق
[مهندسی گاز] احتراق، اشتعال، سوختن
[پلیمر] احتراق

به انگلیسی

• burning, ignition
combustion is the act of burning something or the process of burning; a formal word.

پیشنهاد کاربران

خودرو: احتراق
آتش سوزی ، احتراق
سوخت، اشتغال. انحراق
در شیمی به معنای اکسایش یا سوختن هست
combustion ( قطعات و اجزای خودرو )
واژه مصوب: احتراق 2
تعریف: سوختن سریع مخلوط سوخت و هوا در محفظۀ احتراق برای تولید توان
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما