colorful chap

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• آدم جالب و پرشر و شور
• شخصیت رنگارنگ
• در زبان محاورهای: آدم عجیب و غریب ولی جذاب، تیپ خاص، آدم متفاوت
• با بار منفی: آدم پرادعا، لات منش
🔸 مثال ها:
• My grandfather is a colorful chap—he used to be a circus clown.
...
[مشاهده متن کامل]

پدربزرگم یه آدم عجیب و غریب و جذابه—قبلاً دلقک سیرک بود.
• The village has a colorful chap who paints his house pink.
دهکده یه آدم عجیب و غریب داره که خونه ش رو صورتی رنگ می کنه.
• He's a colorful chap, always wearing bright suits and telling jokes.
اون یه آدم عجیب و غریبه، همیشه کت وشلوار رنگ و وارنگ می پوشه و جوک می گه.
• You'll like him—he's a colorful chap with lots of stories.
ازش خوشت میاد—یه آدم عجیب و غریب و جذابه با کلی داستان.