color inside the lines

پیشنهاد کاربران

معنای استعاری
- **رعایت قوانین** / **در چارچوب ماندن** / **مطابق قواعد عمل کردن**
- **محافظه کار بودن** / **ریسک نکردن** / **خلاقیت محدود نشان دادن**
- **عادی و معمولی بودن** / **از خط قرمزها عبور نکردن**
...
[مشاهده متن کامل]

- اغلب با لحن **انتقادی** یا **طعنه آمیز** استفاده می شود وقتی کسی می خواهد بگوید: �تو خیلی محتاط و بی ریسک هستی� یا �خلاقیت نداری و همیشه طبق دستور پیش می ری�.
کاربردهای رایج
1. **انتقادی / طعنه آمیز** ( رایج ترین )
- "He's the kind of guy who always colors inside the lines. "
→ اون جور آدمیه که همیشه **در چارچوب** می مونه / **ریسک نمی کنه** / **محافظه کاره**.
- "Stop coloring inside the lines—think outside the box for once!"
→ دیگه **داخل خطوط** رنگ نکن — یه بار **خارج از چارچوب** فکر کن!
2. **مثبت / تشویق کننده** ( کمتر رایج )
- "She colored inside the lines perfectly on the test. "
→ اون تو آزمون دقیقاً **طبق قوانین** عمل کرد / **عالی رعایت کرد**.
3. **در زمینه خلاقیت / هنر / کار**
- "This company needs people who don't just color inside the lines. "
→ این شرکت به آدمایی نیاز داره که فقط **داخل چارچوب** کار نکنن ( یعنی نوآور باشن ) .

مبادی آداب بودن ، مقررات را رعایت کردن
همرنگ جماعت شدن، مثل بقیه مردم بودن