collective forgetting

پیشنهاد کاربران

🔸معادل فارسی:
• فراموشی جمعی، زدودنِ خاطرهٔ مشترک از ذهن یک جامعه
• ( در جامعه شناسی و تاریخ ) فرایندی که طی آن یک گروه یا ملت، آگاهانه یا ناخودآگاه، رویدادهای تلخ، ناخوشایند یا پرخرجِ گذشته را نادیده می گیرد یا کمرنگ می کند
...
[مشاهده متن کامل]

• ( در مفهوم استعاری ) نوعی بازنویسیِ تاریخی برای کاهشِ بار روانی یا سیاسیِ یک دوران
🔸 مثال ها:
• The Afghanistan reckoning is also a story of collective forgetting – a nation that prefers to move on rather than mourn.
حسابرسیِ افغانستان همچنین روایتِ فراموشی جمعی است – ملتی که ترجیح می دهد به جای سوگواری، به جلو حرکت کند.
• Collective forgetting allows governments to repeat the same mistakes in new wars.
فراموشی جمعی به دولت ها اجازه می دهد که همان اشتباهات را در جنگ های جدید تکرار کنند.
• Veterans often feel betrayed by society's collective forgetting of their sacrifices.
کهنه سربازان اغلب از فراموشی جمعیِ جامعه نسبت به فداکاری هایشان احساس خیانت می کنند.
🔸نکته:
تفاوت با "amnesia": amnesia یک اختلال فردی یا روان شناختی است، اما collective forgetting یک پدیده اجتماعی–سیاسی است که در سطح گروه های بزرگ اتفاق می افتد.
این مفهوم با "collective memory" ( حافظه جمعی ) در تضاد است؛ حافظه جمعی شامل رویدادهایی است که یک جامعه آن ها را حفظ و گرامی می دارد، در حالی که فراموشی جمعی به حذفِ عمدی یا غیرعمدیِ رویدادهای ناراحت کننده اشاره دارد.
در جامعه شناسی، از آن با عنوان "social amnesia" ( فراموشی اجتماعی ) نیز یاد می شود.