coif

/koɪf//koɪf/

معنی: گیسوپوش، عرقچین سفید
معانی دیگر: (کلاه) عرقچین، (کلاه گیسو مانند و سپیدی که وکلای دادگستری انگلستان به سر می گذاشتند) کلاه گیس وکلا، (انگلیس) مقام وکالت دادگستری، کلاه نمدین که (سابقا زیر کلاه خود می پوشیدند)، طرز آرایش گیسو (coiffure هم می گویند)، عرقچین به سر گذاشتن، با کلاه نمدی پوشاندن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: any of a variety of close-fitting caps, such as those worn by nuns under their veils.

(2) تعریف: any styling or arrangement of the hair; coiffure.
مشابه: coiffure
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: coifs, coifing, coifed
(1) تعریف: to place a coif or a similar covering upon.

(2) تعریف: to style or arrange (the hair).
مشابه: coiffure

جمله های نمونه

1. Her hair has never been formally coifed.
[ترجمه ترگمان]موهایش تا به حال به طور رسمی coifed نشده است
[ترجمه گوگل]موهای او هرگز به طور رسمی نرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Her long black hair, beneath a white coif, was further concealed by a small black cap.
[ترجمه ترگمان]موهای بلند و سیاهش در زیر یک کلاه سفید، بیشتر از یک کلاه سیاه کوچک پنهان شده بود
[ترجمه گوگل]موهای بلند سیاه آن، در زیر یک کت سفید، با یک کلاه سیاه کوچک پنهان شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. For this sporty girl, coif is fashionable and practical as well.
[ترجمه ترگمان]برای این دختر sporty، coif مد و عملی است
[ترجمه گوگل]برای این دختر ورزشی کویف مدرن و عملی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. And no, the latter has nothing to do with hordes of rude guys in cute matching coifs.
[ترجمه ترگمان]و نه، این دومی هیچ ربطی به گروه گروه خشن و خشن نداره
[ترجمه گوگل]و نه، دومی هیچ ارتباطی با انبوهی از بچه های بی رحمانه ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Without iridescent blue eye shadow, an effulgent outfit or a hair-sprayed coif, she looks normal.
[ترجمه ترگمان]بدون سایه چشم آبی، یک لباس effulgent و یا یک اسپری ضد سم پاشی شده بر روی موها، حالت عادی به نظر می رسد
[ترجمه گوگل]بدون سایه چشم آبی رنگین پوست، یک لباس پر زرق و برق و یا یک کفی اسپری مو، او به نظر طبیعی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. I entered one full of nuns, their winged white coifs illuminating the dim interior, making it like a candle-lit church.
[ترجمه ترگمان]من وارد یک اتاق پر از راهبه ها شدم، coifs بال دار بال دار شان را روشن کرده بود و درون آن را مثل یک کلیسای روشن روشن کرده بود
[ترجمه گوگل]من وارد یک پر از راهبه ها شدم، بال های بالدار سفید خود را روشن در داخل اتاق کم نور، ساخت آن را مانند یک کلیسا روشن شمع
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Sharpton's odyssey from stubborn outsider to ultimate insider is documented in the shift to well-tailored suits and a more modest coif.
[ترجمه ترگمان]سفر Sharpton از یک بیگانه سرسخت به خودی نهایی در تغییر جهت متناسب با کت و شلوار مناسب و یک coif متواضعانه دیگر مستند شده است
[ترجمه گوگل]Odyssey شارپتون از بی رحم بی نظیر به خودی خود نهایی در انتقال به لباس های مناسب و مقرون به صرفه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. In fact they represented the vanguard for jihad on the Western front—so in deference to them, Shahryar could hold onto his coif.
[ترجمه ترگمان]در واقع آن ها به عنوان پیشگام در جهاد در جبهه غربی حضور داشتند - بنابراین به احترام آن ها، shahryar می توانست بر روی coif بایستد
[ترجمه گوگل]در حقیقت آنها پیشگامان جهاد در جبهه غربی را معرفی کردند، بنابراین شهریار می توانست بر او تأثیر بگذارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The name comes from the Capuchin friars, possibly referring to the colour of their brown cover, surrounded by a ring of coif.
[ترجمه ترگمان]این نام از راهبان کاپوسن، که احتمالا به رنگ پوشش قهوه ای خود، که با حلقه ای از coif احاطه شده است، می آید
[ترجمه گوگل]این نام از سرخپوشان کاپوچین می آید، احتمالا اشاره به رنگ قهوه ای آنها است که توسط حلقه ای از کایف احاطه شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

گیسوپوش (اسم)
coif

عرقچین سفید (اسم)
coif

به انگلیسی

• close-fitting hat; hair covering

پیشنهاد کاربران

short for coiffure
آرایش یا مدل مو
Fancy hairdo

Impeccably coifed housewives

مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما