cognitive dissonance

تخصصی

[روانپزشکی] ناهماهنگی شناختی. یک حالت هیجانی خاص در مواردی که دو نگرش یا شناخت همزمان، بی ثبات است و یا بین باور و رفتار آشکار تناقص وجود دارد. حل شدن تعارض فرض می شود که به عنوان پایه تغییر در الگوهای باورها عمل می کند که معمولاً تعدیل یافته و با رفتار هماهنگ می گردند. در نظریه خبر معادل Incongruity شمرده می شود.

انگلیسی به انگلیسی

• discrepancy between what a person does and what they think or believe; psychological state of conflict that occurs when a person's behavior contradicts their thoughts or beliefs

پیشنهاد کاربران

کلمات مشتق شده از sonance ( ریشه لاتین sonare به معنای صدا/طنین ) به همراه ترجمه:
- - -
1. Sonance ( خود کلمه پایه )
ترجمه: آوا، صدا، طنین
2. Sonant
ترجمه: صدادار، آوادار ( در زبانشناسی: حروفی که با ارتعاش تارهای صوتی تولید میشوند )
...
[مشاهده متن کامل]

3. Sonority
ترجمه: طنین، رسایی، صداوری
4. Sonorous
ترجمه: رسا، صدادار، طنینانداز
5. Resonate
ترجمه: طنینانداختن، تشدید شدن، همآوا شدن
6. Resonance
ترجمه: تشدید، طنین، بازتاب صدا
7. Dissonance
ترجمه: ناسازگاری، ناهمآوایی ( در موسیقی: فاصله ناهماهنگ )
8. Assonance
ترجمه: همآوایی، شباهت آوایی بین واژهها ( اغلب در شعر )
9. Consonance
ترجمه: هماهنگی، همنوایی ( در موسیقی یا ادبیات )
10. Unison
ترجمه: همصدایی، همآوایی ( اجرای یک نت توسط چند صدا یا ساز )
11. Sonic
ترجمه: صوتی، مرتبط با صوت یا سرعت صوت
12. Ultrasonic
ترجمه: فراصوتی ( فراتر از محدوده شنوایی انسان )
13. Infrasonic
ترجمه: فروصوتی ( پایینتر از محدوده شنوایی انسان )
14. Sonata
ترجمه: سونات ( قطعه موسیقی سازی )
15. Sonnet
ترجمه: غزل/سونِت ( قالب شعر چهارده سطری )
16. Sonogram
ترجمه: سونوگرام، تصویربرداری با امواج صوتی
17. Sonobuoy
ترجمه: شناور صوتی ( تجهیزات شنود زیردریایی )
- - -
نکته:
ریشه اصلی son در لاتین به معنای صدا است و این کلمات همگی به طور مستقیم یا غیرمستقیم به مفهوم صدا، طنین یا ویژگیهای آن مرتبط هستند.

It’s that uncomfortable mental itch you feel when your actions and your beliefs don’t vibe together.
Cognitive dissonance یک پدیده روان شناختی است که زمانی رخ می دهد که فرد دو باور، ارزش یا تفکر متضاد را به طور همزمان در ذهن خود داشته باشد. این تضاد موجب ایجاد ناراحتی یا تنش روانی در فرد می شود.

...
[مشاهده متن کامل]

برای مثال، فردی که به حفظ محیط زیست اعتقاد دارد اما هر بار برای خرید از کیسه های پلاستیکی یکبار مصرف استفاده می کند، در حالت cognitive dissonance قرار دارد. این ناسازگاری بین باورها و رفتارها باعث احساس ناراحتی، گناه یا اضطراب می شود.
تئوری cognitive dissonance توسط روان شناس آمریکایی، لئون فستینگر در سال ۱۹۵۷ مطرح شد. او بیان کرد که افراد تمایل دارند هماهنگی بین باورها و رفتارهای خود را حفظ کنند و هر گونه ناسازگاری را با تغییر باور یا رفتار، فرار از اطلاعات متناقض یا توجیه آنها کاهش دهند.
این پدیده باعث می شود که افراد برای کاهش ناراحتی درونی، تلاش کنند رفتار یا نگرش خود را تغییر دهند تا حس تعادل روانی برقرار شود.
خلاصه اینکه، cognitive dissonance وضعیتی است که طی آن تعارض بین باورها، ارزش ها یا رفتارها باعث ایجاد ناراحتی روانی می شود و افراد سعی می کنند با راهکارهایی این تضاد را کاهش دهند.

نارضایتی ذهنی وقتی بین باورها و رفتارمون تناقض وجود داره
مثال: وقتی کسی سیگار می کشه ولی می دونه مضره، دچار cognitive dissonance می شه.
عدم تجانس شناختی
ناهماهنگی شناختی
ناهماهنگی شناختی: یکی از مهم ترین دامها یا تله های ذهنی است، زمانی که عقاید، باورها و ارزشهای چندگانه به طور هم زماندر شخص به وجود می آیند. مانند وقتی یک شخص سیگاری، میداند که سیگار کشیدن مضر است، ولی
...
[مشاهده متن کامل]
همچنان به سیگار کشیدن ادامه می دهد. ناهماهنگی شخصیتی باعث ایجاد تعارض شخصیتی، کاهش اعتماد به نفس و قدرت تصمیم گیری ضعیف فرد خواهد شد. برای غلبه بر این تله ذهنی، شخص باید مشورت بجوید، از پافشاری روی عقاید معارض بکاهد.

cognitive dissonance
ناهماهنگی شناختی.
تضاد بین باورها و نگرش های متفاوت در ذهن یک شخص یا تضاد و ناسازگاری بین باور شخص و آنچه واقعیت دارد.
ناهماهنگی شناختی
شخصی که با هر آنچه که مغایر آموخته هایش است، مخالفت می کند.
cognitive dissonance ( روان‏شناسی )
واژه مصوب: ناهماهنگیِ شناختی
تعریف: وجود دو فکر یا نگرش ناهماهنگ یا وجود فکر یا نگرشی ناهماهنگ با رفتار شخص
ناسازگاری شناختی
ناهمخوانی ( ناهماهنگی ) شناختی
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٢)