coerced

/koʊˈɜːs//kəʊˈɜːs/

(verb transitive) بزور وادار کردن، ناگزیر کردن
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. they coerced students into becoming members
آنان دانشجویان را مجبور کردند که عضو بشوند.

به انگلیسی

• forced, compelled to do something brought about through force or other forms of compulsion

ارتباط محتوایی

معانی متفرقه( verb transitive ) بزور وادار کردن، ناگزی ...جمله های نمونه1. they coerced students into becoming members آنان دانشجویان را مجبور کردند که عضو بشوند.انگلیسی به انگلیسیforced, compelled to do something brought about through force or other forms of compulsion
معنی coerced، مفهوم coerced، تعریف coerced، معرفی coerced، coerced چیست، coerced یعنی چی، coerced یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف c، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف c، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف c
کلمه بعدی: coercer
اشتباه تایپی: زخثقزثی
آوا: /کرکد/
عکس coerced : در گوگل
معنی coerced

پیشنهاد کاربران

اجباری
مهار شده
coerced by
تحت فشارِ
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما