🔸 معادل فارسی:
قابل تدوین / قابل مکتوب شدن
قابل تبدیل به قانون یا مقررات
قابل فرموله شدن
قابل ضابطه مند شدن
🔸 مثال ها:
"Not all ethical principles are codifiable into law. "
همه اصول اخلاقی قابل تبدیل به قانون نیستن.
... [مشاهده متن کامل]
"The negotiators sought a codifiable agreement that both sides could sign. "
مذاکره کنندگان دنبال یه توافق قابل تدوین بودن که هر دو طرف بتونن امضاش کنن.
"Some diplomatic understandings are not easily codifiable into formal treaties. "
بعضی توافقات دیپلماتیک به راحتی قابل تبدیل به معاهدات رسمی نیستن.
"The challenge is turning these informal norms into codifiable rules. "
چالش اینه که این هنجارهای غیررسمی رو به قوانین قابل تدوین تبدیل کنیم.
🔸 نکته:
"Codifiable" از فعل "codify" ساخته شده — یعنی تدوین کردن، مکتوب کردن یا به قانون تبدیل کردن. پسوند " - able" یعنی قابلیت انجام اون کار. در متون حقوقی، سیاسی و دیپلماتیک خیلی به کار می ره و معمولاً وقتی صحبت از تبدیل یه توافق غیررسمی به یه سند رسمی و قابل اجرا می شه استفاده می شه.
قابل تدوین / قابل مکتوب شدن
قابل تبدیل به قانون یا مقررات
قابل فرموله شدن
قابل ضابطه مند شدن
🔸 مثال ها:
همه اصول اخلاقی قابل تبدیل به قانون نیستن.
... [مشاهده متن کامل]
مذاکره کنندگان دنبال یه توافق قابل تدوین بودن که هر دو طرف بتونن امضاش کنن.
بعضی توافقات دیپلماتیک به راحتی قابل تبدیل به معاهدات رسمی نیستن.
چالش اینه که این هنجارهای غیررسمی رو به قوانین قابل تدوین تبدیل کنیم.
🔸 نکته:
"Codifiable" از فعل "codify" ساخته شده — یعنی تدوین کردن، مکتوب کردن یا به قانون تبدیل کردن. پسوند " - able" یعنی قابلیت انجام اون کار. در متون حقوقی، سیاسی و دیپلماتیک خیلی به کار می ره و معمولاً وقتی صحبت از تبدیل یه توافق غیررسمی به یه سند رسمی و قابل اجرا می شه استفاده می شه.
قابل انتقال، در Explicit منظور دانشی که با کلمات و عکس و اعداد قابل انتقال است. . . معنی لغوی قابل کدگذاری
قابل انتقال، دانش قابل انتقال