🔸 نکته:
coddle someone را با pamper someone ( لوس کردن ) و spoil someone ( لوس کردن ) اشتباه نگیرید.
pamper و spoil تقریباً هم معنا هستند، اما spoil می تواند بار معنایی خراب کردن با زیاده روی را قوی تر منتقل کند، در حالی که coddle بر مراقبت و محافظت بیش از حد تأکید دارد.
... [مشاهده متن کامل]
coddle در بافت سیاسی می تواند به معنای مدارای بیش از حد با دشمن یا رقیب نیز باشد.
• The government was criticized for coddling the banks after the crisis.
دولت به خاطر مدارای بیش از حد با بانک ها پس از بحران مورد انتقاد قرار گرفت.
coddle someone را با pamper someone ( لوس کردن ) و spoil someone ( لوس کردن ) اشتباه نگیرید.
pamper و spoil تقریباً هم معنا هستند، اما spoil می تواند بار معنایی خراب کردن با زیاده روی را قوی تر منتقل کند، در حالی که coddle بر مراقبت و محافظت بیش از حد تأکید دارد.
... [مشاهده متن کامل]
coddle در بافت سیاسی می تواند به معنای مدارای بیش از حد با دشمن یا رقیب نیز باشد.
دولت به خاطر مدارای بیش از حد با بانک ها پس از بحران مورد انتقاد قرار گرفت.
🔸 معادل فارسی:
• کسی را لوس کردن | با کسی بیش از حد مدارا کردن
• کسی را نازپرورده بار آوردن | به کسی بیش از حد رو دادن
• از کسی بیش از اندازه مراقبت کردن | کسی را در پنبه گذاشتن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
• Parents who coddle their children too much may hinder their independence.
والدینی که بیش از حد فرزندانشان را لوس می کنند، ممکن است مانع استقلال آن ها شوند.
• The coach was accused of coddling the star player.
مربی به خاطر لوس کردن بازیکن ستاره مورد انتقاد قرار گرفت.
• You can’t coddle him forever; he needs to learn to handle problems himself.
نمی توانی تا ابد لوسش کنی؛ او باید یاد بگیرد خودش مشکلاتش را حل کند.
• کسی را لوس کردن | با کسی بیش از حد مدارا کردن
• کسی را نازپرورده بار آوردن | به کسی بیش از حد رو دادن
• از کسی بیش از اندازه مراقبت کردن | کسی را در پنبه گذاشتن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
والدینی که بیش از حد فرزندانشان را لوس می کنند، ممکن است مانع استقلال آن ها شوند.
مربی به خاطر لوس کردن بازیکن ستاره مورد انتقاد قرار گرفت.
نمی توانی تا ابد لوسش کنی؛ او باید یاد بگیرد خودش مشکلاتش را حل کند.