بگایی مطلق، بگایی محض، نهایت بگا رفتن ( منظور سکس نیست! )
منظور اینه که بطور وحشتناکی اوضاع داغون می شه که می گه اوه این دیگه ته بگاییه!
منظور اینه که بطور وحشتناکی اوضاع داغون می شه که می گه اوه این دیگه ته بگاییه!
⚠️ نکته ی کاربردی:
این واژه بسیار زشت و تابو محسوب می شود ( شامل فحش جنسی موقعیتی ) . در مکالمات رسمی، نوشتاری یا خانوادگی به کار نرود.
معادل های مودبانه تر: disaster, fiasco, shitshow ( کمتر تابو ) , total mess.
این واژه بسیار زشت و تابو محسوب می شود ( شامل فحش جنسی موقعیتی ) . در مکالمات رسمی، نوشتاری یا خانوادگی به کار نرود.
معادل های مودبانه تر: disaster, fiasco, shitshow ( کمتر تابو ) , total mess.
🔸 معادل فارسی ( با رعایت درجه ی زبانی ) :
• افتضاح محض / فاجعه ی کامل
• شلمشوربای بی نظم و خفت بار
• در محاوره ی خشن: همه چیز رفت تو هم
• ( ترجمه ی ادبی تر اما مودبانه ) : وضعیتِ از هم پاشیده و فاجعه آمیز که نتیجه چند اشتباه همزمان است
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
• The IT migration turned into a clusterfuck when two teams overwrote each other’s data.
انتقال سامانه وقتی دو تیم اطلاعات یکدیگر را رونویسی کردند، تبدیل به یک افتضاح کامل شد.
• Please, let’s not create a clusterfuck – coordinate first.
لطفاً بیایید شلمشوربا درست نکنیم – اول هماهنگ کنیم.
• After the CEO resigned, the whole project was a clusterfuck for weeks.
بعد از استعفای مدیرعامل، کل پروژه برای هفته ها یک هرج ومرج بی نظم و فاجعه بار بود.
• افتضاح محض / فاجعه ی کامل
• شلمشوربای بی نظم و خفت بار
• در محاوره ی خشن: همه چیز رفت تو هم
• ( ترجمه ی ادبی تر اما مودبانه ) : وضعیتِ از هم پاشیده و فاجعه آمیز که نتیجه چند اشتباه همزمان است
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
انتقال سامانه وقتی دو تیم اطلاعات یکدیگر را رونویسی کردند، تبدیل به یک افتضاح کامل شد.
لطفاً بیایید شلمشوربا درست نکنیم – اول هماهنگ کنیم.
بعد از استعفای مدیرعامل، کل پروژه برای هفته ها یک هرج ومرج بی نظم و فاجعه بار بود.
وضعیت نا بسامان
موقعیت اسفناک