cloudy

/ˈklaʊdi//ˈklaʊdi/

معنی: تیره، ابری، پوشیده از ابر، تیره و گرفته، سحابی
معانی دیگر: (آبگونه) گل آلود، کدر، گرفته، لای دار، مبهم، نامشخص، ابر مانند، (در مورد سنگ مرمر و چوب و غیره) دارای نقش ابر مانند، رگه دار
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
حالات: cloudier, cloudiest
مشتقات: cloudily (adv.), cloudiness (n.)
(1) تعریف: characterized by the presence of clouds; overcast.
مترادف: gray, overcast, overclouded
متضاد: clear, sunny
مشابه: dismal, dreary, foggy, gloomy, leaden, lowering, murky, sunless

- cloudy skies
[ترجمه ترگمان] آسمان ابری
[ترجمه گوگل] آسمان ابری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: similar to a cloud or clouds.
مترادف: nebulous
مشابه: nebulous

(3) تعریف: having marks that resemble clouds.
مشابه: blotchy, mottled, spotted, streaky, variegated

(4) تعریف: not transparent; murky.
مترادف: milky, muddy, murky, turbid
متضاد: clear
مشابه: opalescent, opaque

- cloudy water
[ترجمه ترگمان] آب ابری
[ترجمه گوگل] آب ابری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(5) تعریف: not clear; obscure.
مترادف: ambiguous, confusing, hazy, indistinct, murky, nebulous, obscure, vague
متضاد: clear
مشابه: bleary, blurry, foggy, misty, opaque

- cloudy meaning
[ترجمه ترگمان] مفهوم ابری
[ترجمه گوگل] معنای ابری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. cloudy skies augur rain
آسمان ابری نشان باران است.

2. a cloudy sky
آسمان ابری

3. how much longer will this cloudy weather hold?
این هوای ابری تا کی دوام خواهد آورد؟

4. tomorrow will be cold and cloudy
فردا سرد و ابری خواهد بود.

5. his ideas on this topic seemed very cloudy
عقاید او در این باره خیلی مبهم به نظر می رسید.

6. this river's water has turned into a cloudy green
آب این رودخانه به رنگ سبز کدری در آمده است.

7. From Sunday to Tuesday, it will be cloudy with occasional drizzle in western and northwestern areas, especially around coasts and hills.
[ترجمه ترگمان]از یکشنبه تا سه شنبه، بارش باران گهگاه در مناطق غربی و شمال غربی بویژه در اطراف سواحل و تپه ها سپری خواهد شد
[ترجمه گوگل]از یکشنبه تا سه شنبه، در ناحیه غربی و شمال غربی، به خصوص در اطراف سواحل و تپه ها، ابری و بارانی ناگهانی رخ می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. England and Wales will start cloudy.
[ترجمه ترگمان]انگلستان و ولز ابری را آغاز خواهند کرد
[ترجمه گوگل]انگلستان و ویلز شروع به ابری می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Tomorrow's weather will be cloudy with bright periods.
[ترجمه ترگمان]فردا هوا با دوره های روشن ابری خواهد بود
[ترجمه گوگل]آب و هوای فردا با دوره های درخشان ابری خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Tomorrow will be cloudy with outbreaks of rain and drizzle.
[ترجمه ترگمان]فردا هوا ابری از باران و نم نم باران خواهد بود
[ترجمه گوگل]فردا با شیوع باران و چاشنی ابری خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Sometimes the drinking water becomes rather cloudy.
[ترجمه ترگمان]گاهی اوقات نوشیدن آب نسبتا ابری می شود
[ترجمه گوگل]گاهی اوقات آب آشامیدنی تبدیل به ابری می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The lime water has turned cloudy, therefore carbon dioxide has been produced during the experiment.
[ترجمه ترگمان]آب لیمو مات شده است، بنابراین کربن دی اکسید در طی این آزمایش تولید شده است
[ترجمه گوگل]آب آهکی ابری شده است، بنابراین دی اکسید کربن در طول آزمایش تولید شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. It stayed cloudy for most of the day.
[ترجمه ترگمان]بیشتر روز ابری بود
[ترجمه گوگل]برای اکثر روزها ابری بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The warm water is made cloudy by adding some milk.
[ترجمه ترگمان]آب گرم با افزودن مقداری شیر ابری می شود
[ترجمه گوگل]آب گرم با افزودن شیر به ابری تبدیل می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Tomorrow, it will be cloudy and cool.
[ترجمه ترگمان]فردا هوا ابری و سرد خواهد بود
[ترجمه گوگل]فردا، ابری و سرد خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. Later it will become cloudy with rain in places.
[ترجمه ترگمان]بعدا در بعضی جاها ابری از باران خواهد شد
[ترجمه گوگل]بعدا با باران در مکان های ابری خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

تیره (صفت)
obscure, thick, dark, dim, black, gloomy, heavy, somber, sombre, muddy, turbid, murky, fuzzy, murk, nebulous, caliginous, overcast, cloudy, lurid, indistinct, tawny, darkling, fulvous, fuscous, inky

ابری (صفت)
thick, heavy, spotty, mottled, overcast, cloudy, reeky

پوشیده از ابر (صفت)
overcast, cloudy

تیره و گرفته (صفت)
cloudy, lowery

سحابی (صفت)
cloudy, nebular

تخصصی

[آب و خاک] ابری، ابرناک

به انگلیسی

• overcast, covered with clouds; unclear, indistinct
if it is cloudy, there are a lot of clouds in the sky.
if a liquid is cloudy, it is less clear than it should be.
ideas or opinions that are cloudy are confused or uncertain.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیتیره، ابری، پوشیده از ابر، تیره و گرفته، ...معانی متفرقه( آبگونه ) گل آلود، کدر، گرفته، لای دار، م ...بررسی کلمهصفت ( adjective ) حالات : cloudier, cloudiest مشتقات : cloudily ( adv. ) , cloudiness ( n. ) • ( ...جمله های نمونه1. cloudy skies augur rain آسمان ابری نشان باران است. 2. a cloudy sky آسمان ابری 3. how much ...مترادفتیره ( صفت ) obscure, thick, dark, dim, black, gloomy, heavy, somber, sombre, muddy, turbid, murky ...بررسی تخصصی[آب و خاک] ابری، ابرناکانگلیسی به انگلیسیovercast, covered with clouds; unclear, indistinct if it is cloudy, there are a lot of clouds in the ...
معنی cloudy، مفهوم cloudy، تعریف cloudy، معرفی cloudy، cloudy چیست، cloudy یعنی چی، cloudy یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف c، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف c، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف c، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف c
کلمه بعدی: cloudy skies
اشتباه تایپی: زمخعیغ
آوا: /کلودی/
عکس cloudy : در گوگل
معنی cloudy

پیشنهاد کاربران

ابری
پلیمر: محلول دارای رنگ کدر و ناخالصی
هوای ابری
تیره
برای چوب یا وسایلی که دارن تغییر رنگ هم میدن به کار میره
مثل میز چوبی که حالت رگه های ابری به خودش گرفته
زلال نشده
cloudy ( علوم جَوّ )
واژه مصوب: ابرناک
تعریف: ویژگی وضع هوایی که ابرناکی آن 70 درصد یا بیشتر باشد|||متـ . ابری
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما