clothing store

/ˈkloʊðɪŋ stɔr//ˈkloʊðɪŋ stɔr/
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. Clothing stores also face heavy competition from factory outlets.
[ترجمه ترگمان]انبارهای پوشاک نیز با رقابت سنگینی از خروجی های کارخانه مواجه هستند
[ترجمه گوگل]فروشگاه های پوشاک نیز از محل کارخانه ها با شدت رقابت می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Next operates a chain of about 300 fashion clothing stores.
[ترجمه ترگمان]سپس یک زنجیره حدود ۳۰۰ فروشگاه لباس مد را راه اندازی می کند
[ترجمه گوگل]بعد یک زنجیره ای از حدود 300 فروشگاه لباس مد را اجرا می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. There's a great new clothes store on Main Street, and its prices seem very reasonable.
[ترجمه ترگمان]فروشگاهی بزرگ در خیابان اصلی وجود دارد و قیمت آن بسیار منطقی به نظر می رسد
[ترجمه گوگل]یک فروشگاه بزرگ لباس جدید در خیابان اصلی وجود دارد، و قیمت های آن بسیار منطقی به نظر می رسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Many moderately priced clothing stores do an excellent job of balancing security and service needs at their dressing rooms.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از فروشگاه های لباس با قیمت متوسط شغل بسیار خوبی را برای متعادل کردن نیازهای امنیتی و خدمات در رخت کن خود انجام می دهند
[ترجمه گوگل]بسیاری از فروشگاه های پوشاک با قیمت متوسط، کار بسیار عالی ای در جهت تامین نیازهای امنیتی و خدمات در اتاق های رختشویی خود دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The jeans that we tried on in the clothing store belonged to the biggest sumo wrestler in the world, right now. it was quite an honor stepping into his pants.
[ترجمه ترگمان]شلوار جین که ما در انبار پوشاک مورد بررسی قرار دادیم متعلق به بزرگ ترین کشتی گیر sumo دنیا بود، همین حالا این یک افتخار بود که توی شلوارش قدم گذاشت
[ترجمه گوگل]شلوار جین که ما در فروشگاه لباس سعی کردیم، در حال حاضر متعلق به بزرگترین کشتی گیر سومو در جهان است این یک افتخار کاملا شلوغ بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The clothing store Jeff works for has four end - of - season sales per year.
[ترجمه ترگمان]لباس های جف برای فروش چهار فصل فروش در هر سال کار می کند
[ترجمه گوگل]فروشگاه پوشاک Jeff برای فروش چهار فصل فروش در هر سال است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Jack and Pam come into the clothing store. Amy looks sad.
[ترجمه ترگمان] جک \"و\" پم \"وارد مغازه لباس شدند\" امی ناراحت به نظر می رسه
[ترجمه گوگل]جک و پام به فروشگاه لباس می آیند امی غمگین می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The clothing store of the rabbit opened.
[ترجمه ترگمان]لباس خرگوش باز شد
[ترجمه گوگل]فروشگاه لباس خرگوش باز شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Can you show me the clothing store which is the nearest?
[ترجمه ترگمان]می تونی فروشگاه لباس رو به من نشون بدی که از همه نزدیک تر تره؟
[ترجمه گوگل]آیا می توانید به من فروشگاه لباس که نزدیک ترین است نشان دهید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Jack walks into the clothing store. Amy is working.
[ترجمه ترگمان]جک وارد فروشگاه لباس شد امی داره کار می کنه
[ترجمه گوگل]جک به فروشگاه لباس می رود امی در حال کار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Your market,(sentence dictionary) the clothing store case does suitable unattractiveness.
[ترجمه ترگمان]بازار شما، (فرهنگ لغت حکم)، پرونده فروشگاه پوشاک مناسب نیست
[ترجمه گوگل]بازار شما، (فرهنگ لغت جمله) مورد فروشگاه لباس نگاه مناسب غیر قابل توجه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Rona had a fit at the clothing store last Sunday.
[ترجمه ترگمان]Rona در روز یکشنبه گذشته در فروشگاه پوشاک مناسب بود
[ترجمه گوگل]یکشنبه گذشته رون در یک فروشگاه لباس مناسب بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Please come over to Huaxing clothing store and see for yourself.
[ترجمه ترگمان]لطفا به فروشگاه لباس های Huaxing بیایید و خودتان را ببینید
[ترجمه گوگل]لطفا به فروشگاه لباس Huaxing بروید و برای خودتان ببینید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Film Suitable; store, Clothing store Supermarket, Boutigue and so on.
[ترجمه ترگمان]* مناسب فیلم، فروشگاه، فروشگاه فروشگاه های پوشاک، Boutigue و غیره
[ترجمه گوگل]فیلم مناسب؛ فروشگاه، فروشگاه پوشاک Supermarket، Boutigue و غیره
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. This is a great location for a clothing store.
[ترجمه ترگمان]این مکان خوبی برای یک فروشگاه پوشاک است
[ترجمه گوگل]این محل عالی برای یک فروشگاه لباس است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• store which sells clothes

ارتباط محتوایی

جمله های نمونه1. Clothing stores also face heavy competition from factory outlets. [ترجمه ترگمان] انبارهای پوش ...انگلیسی به انگلیسیstore which sells clothes
معنی clothing store، مفهوم clothing store، تعریف clothing store، معرفی clothing store، clothing store چیست، clothing store یعنی چی، clothing store یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف c، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف c، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف c
کلمه بعدی: clothing wool
اشتباه تایپی: زمخفاهدل سفخقث
آوا: /کلوتینگ استور/
عکس clothing store : در گوگل

پیشنهاد کاربران

فروشگاه لباس فروشی
Where they sell clothes
لباس و پوشاک فروشی
بوتیک لباس
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما