🔸 معادل فارسی:
• همجنس گرایِ درون کمدی ( پنهان کار، کسی که گرایش جنسی خود را مخفی می کند )
• مردِ وانمودکننده ( که تظاهر به دگرجنس گرایی می کند )
• ( به معنی عام ) طردشده، انگشت نما، خجالت آور
... [مشاهده متن کامل]
• ( در بافت های خاص ) آدمِ منزوی یا عجیب
🔸 مثال ها:
• ( پنهان کاری با تظاهر به مردانگی )
"Look at Jimmy, all those highlights in his hair. . . dancing around like a fairy. He is such a closet case. "
به جیمی نگاه کن، این همه هایلایت تو موهاش. . . این ور و اون ور می رقصه مثل یک پری. اون یه همجنس گرایِ پنهان کاره.
• ( انکار همراه با اتهام زنی به دیگران )
"Even self - styled liberated gay and straight people sometimes call outspoken bigots 'closet cases'. "
حتی همجنس گراها و دگرجنس گراهایی که خود را آزاده می نامند، گاهی افراد متعصب را "کلازت کیس" خطاب می کنند.
• ( فشار اجتماعی و ترس از آبروریزی )
"He knows he's gay but he's a total closet case. He's terrified of what his religious family would say. "
اون می دونه همجنس گراست اما کاملاً گرایش جنسیشو پنهان می کنه. از واکنش خانواده مذهبی اش وحشت داره.
• ( روزنامه های قدیمی - به معنای طردشده )
"Closet case at Delta Upsilon is shunted to the basement. "
دانشجویی در برادری دلتا آپسیلون که طردشده بود، به زیرزمین تبعید شد.
• ( در توصیف یک سیاستمدار )
"Many believe that the anti - LGBT senator is a classic closet case, projecting his own self - hatred onto others. "
خیلی ها معتقدند آن سناتور ضد - ال جی بی تی یک همجنس گرای پنهان کار کلاسیک است که تنفر از خود را به دیگران فرافکنی می کند.
• همجنس گرایِ درون کمدی ( پنهان کار، کسی که گرایش جنسی خود را مخفی می کند )
• مردِ وانمودکننده ( که تظاهر به دگرجنس گرایی می کند )
• ( به معنی عام ) طردشده، انگشت نما، خجالت آور
... [مشاهده متن کامل]
• ( در بافت های خاص ) آدمِ منزوی یا عجیب
🔸 مثال ها:
• ( پنهان کاری با تظاهر به مردانگی )
به جیمی نگاه کن، این همه هایلایت تو موهاش. . . این ور و اون ور می رقصه مثل یک پری. اون یه همجنس گرایِ پنهان کاره.
• ( انکار همراه با اتهام زنی به دیگران )
حتی همجنس گراها و دگرجنس گراهایی که خود را آزاده می نامند، گاهی افراد متعصب را "کلازت کیس" خطاب می کنند.
• ( فشار اجتماعی و ترس از آبروریزی )
اون می دونه همجنس گراست اما کاملاً گرایش جنسیشو پنهان می کنه. از واکنش خانواده مذهبی اش وحشت داره.
• ( روزنامه های قدیمی - به معنای طردشده )
دانشجویی در برادری دلتا آپسیلون که طردشده بود، به زیرزمین تبعید شد.
• ( در توصیف یک سیاستمدار )
خیلی ها معتقدند آن سناتور ضد - ال جی بی تی یک همجنس گرای پنهان کار کلاسیک است که تنفر از خود را به دیگران فرافکنی می کند.