معادل کُردی این اصطلاح خیلی جالبه.
له و زگه شم نه جاتی بوو - لَوْ زْگَشْمْ نَجاتی بو -
ترجمه ی واژه به واژه:
از این زایمان هم جان سالم به در بردم.
این اصطلاح فقط مختص خانوما نیست و توسط هر کسی گفته میشه به قول جناب آقای کتابدار برای به پایان رساندن یا نتیجه گیری قطعی چیزی، اغلب با احساس قطعیت یا وضوح و دقت.
... [مشاهده متن کامل]
له و زگه شم نه جاتی بوو - لَوْ زْگَشْمْ نَجاتی بو -
ترجمه ی واژه به واژه:
از این زایمان هم جان سالم به در بردم.
این اصطلاح فقط مختص خانوما نیست و توسط هر کسی گفته میشه به قول جناب آقای کتابدار برای به پایان رساندن یا نتیجه گیری قطعی چیزی، اغلب با احساس قطعیت یا وضوح و دقت.
... [مشاهده متن کامل]
🔸 معادل فارسی:
• ( اصلی ) پرونده را بستن، موضوع را مختومه اعلام کردن
• ( استعاری ) پایان دادن به یک دوره یا رابطه، کنار گذاشتن یک ماجرا
• ( تحقیق/حوادث ) دیگر دنبال نکردن، بایگانی کردن
• ( حسابداری ) بستن حساب، تسویه کردن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
( تحقیق/قتل )
"Without new evidence, the detective had to close the book on the murder investigation. "
بدون مدرک جدید، کارآگاه مجبور شد پرونده تحقیقات قتل را ببندد.
( احساسات/رابطه )
"He needs to close the book on his past failures and start fresh. "
او باید پرونده شکست های گذشته اش را ببندد و تازه شروع کند.
( حسابداری )
"We close the books on the 30th of each month. "
ما آخر هر ماه دفاتر را می بندیم.
( جلب توجه - عامیانه )
"After cheating on me, I closed the book on him for good. "
بعد از اینکه به من خیانت کرد، پرونده اش را برای همیشه بستم.
( ورزش - بوکس )
"The knockout punch in the third round closed the book on the challenger's hopes. "
مشت ناک اوت در راند سوم، پرونده امیدهای مدعی را بست.
• ( اصلی ) پرونده را بستن، موضوع را مختومه اعلام کردن
• ( استعاری ) پایان دادن به یک دوره یا رابطه، کنار گذاشتن یک ماجرا
• ( تحقیق/حوادث ) دیگر دنبال نکردن، بایگانی کردن
• ( حسابداری ) بستن حساب، تسویه کردن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
( تحقیق/قتل )
بدون مدرک جدید، کارآگاه مجبور شد پرونده تحقیقات قتل را ببندد.
( احساسات/رابطه )
او باید پرونده شکست های گذشته اش را ببندد و تازه شروع کند.
( حسابداری )
ما آخر هر ماه دفاتر را می بندیم.
( جلب توجه - عامیانه )
بعد از اینکه به من خیانت کرد، پرونده اش را برای همیشه بستم.
( ورزش - بوکس )
مشت ناک اوت در راند سوم، پرونده امیدهای مدعی را بست.