close run

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• رقابت تنگاتنگ / مسابقه ی نزدیک
• اختلاف بسیار کم در نتیجه ی یک رقابت
• ( در کاربرد مجازی ) موقعیتی که در آن موفقیت یا شکست با فاصله ای بسیار اندک مشخص می شود
🔸 مثال ها:

...
[مشاهده متن کامل]

The election was a close run, with the winner getting only 2% more votes.
انتخابات یک رقابت تنگاتنگ بود و برنده تنها ۲٪ رأی بیشتری آورد.
The final match was a close run, ending in a tiebreaker.
مسابقه ی نهایی یک رقابت نزدیک بود و با ضربات پنالتی به پایان رسید.
The competition for the job was a close run between two candidates.
رقابت برای این شغل بین دو نامزد بسیار نزدیک بود.
In a close run like this, every single detail matters.
در چنین رقابت تنگاتنگی، هر جزییات کوچکی اهمیت دارد.

تنگاتنگ/با فاصله کم ( رقابت/پیروزی )