close in on a gold watch

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• نزدیک شدن به بازنشستگی
• در آستانه بازنشستگی بودن
• به خط پایان کاری نزدیک شدن
🔸 مثال ها:
• He's been with the company for forty years and is closing in on a gold watch.
...
[مشاهده متن کامل]

چهل ساله که با شرکت همکاری می کنه و داره به بازنشستگی نزدیک می شه.
• The old salesman is closing in on a gold watch; he doesn't care about new clients anymore.
فروشنده قدیمی دمِ بازنشستگیشه، دیگه براش مهم نیست مشتری جدید جذب کنه.
• She's closing in on that gold watch, but she still works as hard as ever.
داره به بازنشستگی نزدیک می شه، ولی هنوز مثل همیشه سخت کار می کنه.
• After years of service, closing in on a gold watch feels bittersweet.
بعد از سال ها خدمت، نزدیک شدن به بازنشستگی حس شیرین و تلخی داره.