۱. تیزبینی بالینی ( اسم ) ( ترجمه رایج در زبان فارسی )
His clinical acumen saved the patient’s life.
۲. شمّ پزشکی ( اسم )
Experience helps to develop a doctor's clinical acumen.
۳. فراست تشخیصی ( اسم )
... [مشاهده متن کامل]
The consultant is famous for her exceptional clinical acumen.
۴. بصیرت بالینی ( اسم )
Clinical acumen involves more than just reading lab results.
۵. درک عمیق پزشکی ( اسم )
A lack of clinical acumen can lead to misdiagnosis.
۶. زیرکی در تشخیص بیماری ( اسم )
The medical student was praised for his sharp clinical acumen.
توضیح:
این اصطلاح در دنیای پزشکی و روان شناسی به توانایی و مهارت ویژه یک متخصص در مشاهده دقیق، تجزیه و تحلیل سریع علائم و رسیدن به تشخیص درست اطلاق می شود. "Acumen" به معنای تیزهوشی و ذکاوت است؛ بنابراین "Clinical acumen" یعنی ترکیبی از دانش تئوری و تجربه عملی که به پزشک اجازه می دهد فراتر از آزمایش های ساده، ریشه مشکل بیمار را به درستی تشخیص دهد.
کلمات و اصطلاحات مرتبط:
Clinical intuition / Medical insight / Diagnostic skill / Professional judgment / Sharpness / Discernment / Expert judgment / Proficiency / Sagacity / Clinical reasoning
۲. شمّ پزشکی ( اسم )
۳. فراست تشخیصی ( اسم )
... [مشاهده متن کامل]
۴. بصیرت بالینی ( اسم )
۵. درک عمیق پزشکی ( اسم )
۶. زیرکی در تشخیص بیماری ( اسم )
توضیح:
این اصطلاح در دنیای پزشکی و روان شناسی به توانایی و مهارت ویژه یک متخصص در مشاهده دقیق، تجزیه و تحلیل سریع علائم و رسیدن به تشخیص درست اطلاق می شود. "Acumen" به معنای تیزهوشی و ذکاوت است؛ بنابراین "Clinical acumen" یعنی ترکیبی از دانش تئوری و تجربه عملی که به پزشک اجازه می دهد فراتر از آزمایش های ساده، ریشه مشکل بیمار را به درستی تشخیص دهد.
کلمات و اصطلاحات مرتبط: