climber

/ˈklaɪmər//ˈklaɪmə/

معنی: بالا رونده، گیاه نیلوفری یا بالارو
معانی دیگر: (گیاه شناسی) بر آویزگر، پیچ، پیچک، دار دوست، (عامیانه) جاه طلب، فراز جوی، کوه نورد، کوه پیما، فرازگرای
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a person or animal that climbs.

(2) تعریف: a climbing plant.

(3) تعریف: a person who seeks a higher status.

- a social climber
[ترجمه ترگمان] یک کوهنورد اجتماعی
[ترجمه گوگل] یک صعود کننده اجتماعی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(4) تعریف: a device with sharp spikes that attaches to the shoe or leg and is used in climbing trees or telephone poles.

جمله های نمونه

1. mountain climber
کوه نورد،کوه پیما

2. a mountain climber needs a secure rope
کوهنورد به طناب محکم نیاز دارد.

3. a social climber
کسی که برای منافع به افراد بالاتر از خود می چسبد

4. a nimble mountain climber
کوهنورد چالاک

5. the imprudent mountain climber fell down
کوهنورد بی احتیاط سقوط کرد.

6. The climber fell down a precipice.
[ترجمه ترگمان]کوهنورد به پرتگاهی سقوط کرد
[ترجمه گوگل]کوهنورد سقوط کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. At the peak of the climber, not intoxicated in a step along the way.
[ترجمه ترگمان]در اوج کوهنوردان، در یک گام در امتداد مسیر مست نیست
[ترجمه گوگل]در اوج کوه نوردی، در یک مرحله در مسیر مسموم نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The climber girded himself with a rope.
[ترجمه ترگمان]The خود را با طناب girded
[ترجمه گوگل]کوهنورد خود را با یک طناب سرو کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The film opens with a shot of a climber dangling from a precipice.
[ترجمه ترگمان]فیلم با عکسی از یک کوهنورد که از لبه پرتگاهی اویزان است، باز می شود
[ترجمه گوگل]فیلم با شات یک کوهنورد آویزان از یک شکاف باز می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The climber slipped and dropped to his death.
[ترجمه ترگمان]کوهنورد لیز خورد و به سوی مرگ خود رفت
[ترجمه گوگل]کوهنورد تضعیف شد و به مرگ او افتاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The climber was paralyzed in a fall, and couldn't walk.
[ترجمه ترگمان]کوهنورد دچار فلج شده بود و نمی توانست راه برود
[ترجمه گوگل]کوهنورد در یک پاییز فلج شد و نمی توانست راه برود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The climber grabbed for the rope.
[ترجمه ترگمان]کوهنورد طناب را گرفت
[ترجمه گوگل]کوهنورد برای طناب چنگ زده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The climber scrabble about widely for a handhold.
[ترجمه ترگمان]کوهنوردان به طور گسترده به دنبال جای دست گرفتن با دست گیر هستند
[ترجمه گوگل]کوهنورد به طور گسترده ای برای یک دست نگه داشته می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The hunt for the injured climber continued throughout the night.
[ترجمه ترگمان]شکار کوهنورد آسیب دیده در طول شب ادامه داشت
[ترجمه گوگل]شکار صخره زده آسیب دیده در طول شب ادامه داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. That Rous was a snob and a social climber could scarcely be denied.
[ترجمه ترگمان]این Rous a بود و یک کوهنورد اجتماعی به سختی می توانست انکار کند
[ترجمه گوگل]آن راس یک اسنو بود و یک صعود کننده اجتماعی نتوانست انکار کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. The climber couldn't find a hold to climb any higher.
[ترجمه ترگمان]کوهنورد نتوانست بالاتر برود و صعود کند
[ترجمه گوگل]کوه نوردی نمیتوانست نگه داشته شود تا از هر بالاتر صعود کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

بالا رونده (اسم)
scaler, climber

گیاه نیلوفری یا بالارو (اسم)
climber

تخصصی

[] کوهنورد

به انگلیسی

• one who ascends, one who goes up; ambitious person
a climber is someone who climbs rocks or mountains as a sport.
a climber is also a plant that grows upwards by attaching itself to other plants or objects.

پیشنهاد کاربران

کوهنورد
دستگاه بالابر
( دستگاهی که در ساختمان های مرتفع که دسترسی به نمای آن ها کاری دشوار و یا غیرممکن است استفاده شده و کارگران با سوار شدن بر آن می توانند به انجام کارهایی مانند تعمیر و نگهداری، نظافت، نقاشی، نصب کامپوزیت پنل و بطورکلی بازسازی و نماسازی ساختمان بپردازند. نیروی حرکتی این دستگاه توسط برق تامین می شود. )
climberclimberclimberclimber
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما