climate

/ˈklaɪmət//ˈklaɪmət/

معنی: اقلیم، اب و هوا
معانی دیگر: آب و هوا، شرایط جوی ناحیه ای بخصوص، (به طور کلی) شرایط، وضع، چگونگی، جو، پرگونه

بررسی کلمه

اسم ( noun )
مشتقات: climatic (adj.), climatically (adv.)
(1) تعریف: the weather conditions most prevailing in a place, averaged over several years.
مشابه: weather

- Antarctica has a cold climate.
[ترجمه مانا مونا] قطب جنوب اقلیم سردی دارد
|
[ترجمه ترگمان] قطب جنوب دارای آب و هوای سرد است
[ترجمه گوگل] قطب جنوب دارای آب و هوای سرد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a region defined by generally similar weather conditions.
مترادف: clime
مشابه: area, place, region, zone

- We will vacation in a tropical climate this winter.
[ترجمه ترگمان] ما در زمستان امسال در یک آب و هوای گرم تعطیلات خواهیم داشت
[ترجمه گوگل] این زمستان در آب و هوای گرمسیری تعطیل خواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: the emotional, political, or social conditions prevailing in a place, time, or situation.
مترادف: atmosphere, environment, milieu
مشابه: air, ambiance, aura, conditions, feel, surroundings, tone, undertone

- a climate of fear and despair
[ترجمه ترگمان] آب و هوایی از ترس و نومیدی
[ترجمه گوگل] آب و هوای ترس و ناامیدی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. a climate that cannot be matched
آب و هوایی که نظیر ندارد.

2. desert climate
آب و هوای بیابانی

3. equable climate
آب و هوای معتدل

4. hot climate
آب و هوای گرم

5. inhospitable climate
آب و هوای بد

6. insular climate
آب و هوای آبخستی

7. maritime climate
آب و هوای کرانه ای

8. northern climate
آب و هوای شمالی

9. tehran's climate agrees with him
آب و هوای تهران به او می سازد.

10. the climate of opinion has become more favorable
جو افکار عمومی مساعدتر شده است.

11. variable climate
آب و هوای دگرسان پذیر

12. a genial climate
آب و هوای سالم

13. a hospitable climate
آب و هوای خوشایند

14. a kindly climate
آب و هوای مطبوع

15. a sticky climate
آب و هوای گرم و مرطوب

16. a wholesome climate
آب و هوای سالم

17. an inviting climate
آب و هوای دلپذیر

18. soil and climate adaptable to the growth of orange trees
خاک و آب و هوای مناسب برای رشد درخت پرتقال

19. the soft climate of shiraz
آب و هوای معتدل شیراز

20. the temperate climate of shiraz
هوای معتدل شیراز

21. a change of climate
تغییر آب و هوا

22. the arid desert climate had dwarfed the trees
آب و هوای خشک صحرا رشد درختان را مختل کرده است.

23. the effects of climate on the welfare of man
تاثیر آب و هوا در بهزیستی بشر

24. this kind of climate creates a tough people
این نوع آب و هوا مردمان پر طاقتی را به بار می آورد.

25. shiraz has a mild climate
شیراز آب و هوای ملایمی دارد.

26. the asperity of the climate
بدی آب و هوا

27. the inequality of the climate
تفاوت آب و هوا

28. he moved to a warmer climate
او به منطقه ی گرمتری تغییر مکان داد.

29. the long-term alteration of the earth's climate
دگرگونی درازمدت آب و هوای کره ی زمین

30. the world is zoned according to climate
جهان از نظر آب و هوا منطقه بندی شده است.

31. due to a change in the political climate
به خاطر دگرگونی جو سیاسی

32. the only feature of this city is mild climate
یگانه ویژگی مهم این شهر آب و هوای معتدل آن است.

33. a derivative architecture which does not agree with our traditions and climate
معماری غیراصیلی که با سنت ها و آب و هوای ما جور در نمی آید

مترادف ها

اقلیم (اسم)
continent, climate

اب و هوا (اسم)
weather, climate, clime, sky

تخصصی

[علوم دامی] آب و هوا ؛ منظور شرایط آب و هوایی در یک کنطقه خاص است.
[عمران و معماری] اقلیم
[زمین شناسی] اقلیم متوسط الگوهای آب و هوایی در طول زمان.این نقشه تفسیر ساده شده ای از زون های اقلیمی زمین را نشان می دهد.
[آب و خاک] آب و هوا، اقلیم

به انگلیسی

• weather conditions; surrounding conditions
the climate of a place is the typical weather conditions that occur there.
you can use climate to refer to a situation, usually when referring to the way it is changing people's attitudes or opinions.

پیشنهاد کاربران

The normal weather conditions of a particular region:adry, humid climate
اب وهوا
عقیده عمومی
آب و هوا
the normal weather conditions of a particular region
آب و هوا
آب و هوا و یا اقلیم.
climate positive
رویکرد "اقلیم بهتر"
general climate of opinion
باور عمومی، جو عمومی غالب، عقیده رایج،
Climate of opinion is the perceived majority of opinions of a given social group at a given time.
حال و هوا
✔️ ( به طور کلی ) شرایط، وضع

In the current climate of change, adaptability is vital
باور و عقیده عمومی - دیدگاه
weather
climate=weather=آب و هوا
آب و هوا =اقلم=climate=weater
هَوَاب = هوا و آب ( آب و هوا )
روند_ رویکرد_ دیدگاه ( حال و هوا )
فضای
Business Climate=فضای کسب و کار
A dry/humid climate
اقلیم, آب و هوا
climate ( علوم جَوّ )
واژه مصوب: اقلیم
تعریف: مجموعۀ شرایط جوّی و هواشناختی خاص یک منطقۀ کرۀ زمین|||متـ . آب‏وهوا
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما