Climate اقلیم وآب و هوا
و کاربرد دیگه ( جو ) مثلا climate of trust
به معنی جو اعتماد
↩️ دوستان لطفاً به این توضیحات خوب دقت کنید:
📋 در زبان انگلیسی یک root word داریم به اسم clim
📌 این ریشه، معادل "climb" یا "slope" می باشد؛ بنابراین کلماتی که این ریشه را در خود داشته باشند، به "climb" یا "slope" مربوط هستند.
... [مشاهده متن کامل]
📂 مثال:
🔘 climate: the general weather conditions of a place over time, which can be influenced by its geographical ‘slope’ or ‘climb’
🔘 climactic: relating to the climax or most intense point, often in terms of a ‘climb’ toward the peak
🔘 climax: the highest point or peak, often a result of a ‘climb’ in action or development
🔘 acclimate: to become accustomed to a new environment or ‘climate’
🔘 climber: one who ascends or ‘climbs’ something, like a mountain
🔘 climbing: the act of moving upwards or ‘climbing’ a structure or terrain
شرایط محیطی
✍ توضیح: The usual weather conditions of a place 🌦️
🔍 مترادف: Weather pattern
✅ مثال: The climate here is hot and dry.
به معنای اقلیم - آب و هوا
و اما به صورت کلی به معنای جو و شرایط هست.
. general situation in a place at a particular time
مثلا:
. Rising inflation has caused numerous difficulties in this challenging economic climate
جو، مثل جو کلاس
شرایط ، وضع، جو
⚫ اقلیم
⚫ ( زبان ما درحال گذار به واژه های درست و گاه تازه است )
•
⚫ واژه ی برنهاده: اِقلیم
•
⚫ نگارش به خط لاتین: Eğlim
•
⚫ همه ی پیشنهادها برابرنهاده های یک یا چندیِک از اینها اند:
فرهنگستان زبان و ادب، پارسی انجمن، بازدیسان پارسی، دکتر حیدری ملایری، دکتر حسابی، دکتر ادیبسلطانی
... [مشاهده متن کامل]
•
⚫ سایِن ها ( nuances ) را باهم جابجا نشناسیم.
گستره آب وهوایی ، پهنه آب وهوایی
آب وهوای سرزمینی
climate: شرایط اقلیمی
1 - آب و هوا
2 - حال وهوا ( استعاره ای از شرایط و موقعیت های غیر جوی. مثلا حال و هوای سیاسی یا اقتصادی )
اقلیم : ناحیه ای از کرۀ زمین که وضعیت آب وهوایی مشخصی داشته باشد.
جَو، فضا
تعریف
noun the normal weather that a place has
معنی
آب و هوا
درودبه همه دوستان. . .
و با احترام به کیمیا و آناهیتا. . . .
Climate و weather یه تفاوت جزئی با هم دارند. . .
Weather مربوط به شرایط آب و هوا در یک دوره کوتاه زمانی هست. به طور مثال در طی این چند روز هوای سرد و برفی داریم که ممکن است از هفته بعد تغییر کند. . . .
... [مشاهده متن کامل]
اما climate مربوط به شرایط آب و هوایی در طی مدت زمانی طولانی ترکه به طور میانگین برای یک ناحیه خاص از لحاظ زمین شناسی و جوی برای آن ناحیه به ثبت رسیده. . . به طور مثل شرایط آب و هوایی ( اقلیم ) در مناطق استوایی گرم و مرطوب. . . . یا در شهرهای نزدیک قطب شمال سرد و خشک میباشد. . .
با حترام فراوان. . .
climate ( علوم جَوّ )
واژه مصوب: اقلیم
تعریف: مجموعۀ شرایط جوّی و هواشناختی خاص یک منطقۀ کرۀ زمین|||متـ . آبوهوا
اقلیم, آب و هوا
A dry/humid climate
فضای
Business Climate=فضای کسب و کار
روند_ رویکرد_ دیدگاه ( حال و هوا )
هَوَاب = هوا و آب ( آب و هوا )
آب و هوا =اقلم=climate=weater
climate=weather=آب و هوا
weather
باور و عقیده عمومی - دیدگاه
✔️ ( به طور کلی ) شرایط، وضع
In the current climate of change, adaptability is vital
حال و هوا
general climate of opinion
باور عمومی، جو عمومی غالب، عقیده رایج،
Climate of opinion is the perceived majority of opinions of a given social group at a given time.
climate positive
رویکرد "اقلیم بهتر"
آب و هوا و یا اقلیم.
آب و هوا
آب و هوا
the normal weather conditions of a particular region
عقیده عمومی
اب وهوا
The normal weather conditions of a particular region:adry, humid climate
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٣٧)