خاموش کردن، قطع کردن ( دستگاه یا صدا )
علامت زدن، تیک زدن ( لیست یا آیتمها معمولا با کلیک ماوس یا ضربه زدن روی صفحه )
رد شدن، سپری شدن
"Click off each item on the shopping list as you buy it. "
... [مشاهده متن کامل]
وقتی کالا را خریدید، هر آیتم لیست خرید را تیک بزنید.
"She clicked off all the completed tasks. "
او تمام کارهای انجام شده را علامت زد.
"He clicked off the TV and went to bed. "
تلویزیون را خاموش کرد و رفت خوابید.
"Click off the radio, please. "
لطفاً رادیو را خاموش کن.
"The seconds were clicking off on the timer. "
ثانیه ها روی تایمر به سرعت رد می شدند.
"He clicked off before I could say goodbye. "
قبل از اینکه بتوانم خداحافظی کنم، قطع کرد.
علامت زدن، تیک زدن ( لیست یا آیتمها معمولا با کلیک ماوس یا ضربه زدن روی صفحه )
رد شدن، سپری شدن
... [مشاهده متن کامل]
وقتی کالا را خریدید، هر آیتم لیست خرید را تیک بزنید.
او تمام کارهای انجام شده را علامت زد.
تلویزیون را خاموش کرد و رفت خوابید.
لطفاً رادیو را خاموش کن.
ثانیه ها روی تایمر به سرعت رد می شدند.
قبل از اینکه بتوانم خداحافظی کنم، قطع کرد.
ساعت پایان کار خود را ثبت کردن، دکمه ی خروج را زدن، ساعت زدن ( هنگام خروج )