clearer

شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. It will be clearer if you delete the last paragraph.
[ترجمه ترگمان]اگر پاراگراف قبل را حذف کنید، روشن تر خواهد بود
[ترجمه گوگل]اگر پاراگراف آخر را حذف کنید واضح تر خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Can we make the sound any clearer?
[ترجمه ترگمان]میشه واضح تر صحبت کنیم؟
[ترجمه گوگل]آیا می توانیم صدا را روشن تر کنیم؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We now have a clearer conception of the problem.
[ترجمه ترگمان]ما الان یه مفهوم واضح از مشکل داریم
[ترجمه گوگل]در حال حاضر، تصور واضحتری از این مسئله وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. In clearer water, one encounters shoals of tiny fish, which dart hither and thither like flights of arrows.
[ترجمه ترگمان]در آب واضح تر از یک برخورد با دسته های کوچک ماهی که مثل دو هواپیما پرتاب می شوند و به آنجا می روند
[ترجمه گوگل]در آب آشامیدنی، ماهی های کوچکی را می بینیم که در آنجا و در آنجا مثل پرواز های فلش می چرخند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Once the research is complete, we'll have a clearer picture of the outcome.
[ترجمه ترگمان]هنگامی که این تحقیق کامل شد، یک تصویر واضح تر از این نتیجه خواهیم داشت
[ترجمه گوگل]پس از تکمیل تحقیق، تصویری واضح تر از نتیجه می گیریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. A customer satisfaction survey highlighted the need for clearer pricing.
[ترجمه ترگمان]یک بررسی رضایت مشتری، نیاز به قیمت گذاری آشکارتر را مورد تاکید قرار داد
[ترجمه گوگل]نظرسنجی رضایت مشتری، نیاز به قیمت گذاری واضح تر را برجسته کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The picture is much clearer with the new aerial.
[ترجمه ترگمان]تصویر خیلی روشن تر از عکس هوایی جدید است
[ترجمه گوگل]تصویر با هوا جدید بسیار واضح است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The motives of the hero become clearer as the story unfolds.
[ترجمه ترگمان]وقتی داستان آشکار می شود انگیزه های قهرمان واضح تر می شود
[ترجمه گوگل]انگیزه قهرمان تبدیل شدن به داستان روشن تر می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. She felt that her thinking was clearer now.
[ترجمه ترگمان]اکنون احساس می کرد که فکر او روشن تر از این است
[ترجمه گوگل]او احساس کرد که تفکرش اکنون واضح تر شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Speakers called for clearer direction and savaged the Chancellor.
[ترجمه ترگمان]سخنگویان به دنبال جهت آشکارتر و به عنوان یک مورد به صدر اعظم منصوب شدند
[ترجمه گوگل]سخنرانان خواستار جهت گیری روشن تر و سرزنش شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. How can you make the meaning clearer?
[ترجمه ترگمان]چطور میتونی معنی واضح تر بگی؟
[ترجمه گوگل]چگونه می توان معنای روشن را بیان کرد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. We need a clearer interface between management and the workforce.
[ترجمه ترگمان]ما به یک رابط روشن تر بین مدیریت و نیروی کار نیاز داریم
[ترجمه گوگل]ما نیاز به یک رابط کاربری واضح بین مدیریت و نیروی کار داریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. A different wording might make the meaning clearer.
[ترجمه ترگمان]ممکن است جمله بندی متفاوتی داشته باشید
[ترجمه گوگل]اصطلاح دیگر می تواند معنی را روشن تر کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. After watching the news, I had a clearer picture of what was happening.
[ترجمه ترگمان]بعد از نگاه کردن به اخبار، تصویر واضحی از آنچه در حال رخ دادن بود داشتم
[ترجمه گوگل]بعد از تماشای این خبر، تصویری واضح تر از آنچه اتفاق می افتد داشتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Speak louder and clearer so as to make everyone hear you.
[ترجمه ترگمان]بلندتر و واضح تر صحبت کن تا همه بشنوند
[ترجمه گوگل]صحبت کردن با صدای بلند و واضح تر به طوری که هر کس به شما گوش دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[نساجی] پاک کننده - تمیز کننده - ماهوتی پاک کننده غلتک های کشش در دستگاه فتیله

به انگلیسی

• thing that clears, that which purifies; that which brightens; clearing agent that removes the cloudiness from a specimen when using a microscope (medicine)

پیشنهاد کاربران

واضح، شفاف
شفاف
واضح تر ، شفاف تر
تمیز کننده ، پاک کننده
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما