🔸 نکته:
تفاوت این عبارت با Clear - sightedness و Objectivity:
Clear - sightedness ( دوراندیشی / روشن بینی ) به توانایی پیش بینی و درک عمیق تر ( اغلب با آینده نگری ) اشاره دارد.
Objectivity ( بی طرفی / عینیت ) به قضاوت بر اساس واقعیت ها ( بدون تأثیر احساسات شخصی ) اشاره دارد.
... [مشاهده متن کامل]
Clear eye اما تصویری ترین و غیررسمی ترین گزینه است که به دیدن واقعیت ها به شکلی شفاف، بی آلایش، و بدون تحریف اشاره دارد و بر جنبه های عملی و روزمره تأکید می کند.
تفاوت این عبارت با Clear - sightedness و Objectivity:
Clear - sightedness ( دوراندیشی / روشن بینی ) به توانایی پیش بینی و درک عمیق تر ( اغلب با آینده نگری ) اشاره دارد.
Objectivity ( بی طرفی / عینیت ) به قضاوت بر اساس واقعیت ها ( بدون تأثیر احساسات شخصی ) اشاره دارد.
... [مشاهده متن کامل]
Clear eye اما تصویری ترین و غیررسمی ترین گزینه است که به دیدن واقعیت ها به شکلی شفاف، بی آلایش، و بدون تحریف اشاره دارد و بر جنبه های عملی و روزمره تأکید می کند.
🔸 معادل فارسی:
• دید روشن / نگاه شفاف
• ( در کاربرد استعاری ) توانایی دیدن واقعیت ها بدون تحریف یا سوگیری
• ( در کاربرد روزمره ) درک دقیق و بی طرفانه از یک موقعیت
🔸 مثال ها:
She looked at the situation with a clear eye and made the right decision.
... [مشاهده متن کامل]
او با دیدی روشن به این موقعیت نگاه کرد و تصمیم درستی گرفت.
A leader needs a clear eye to see through the propaganda.
یک رهبر برای نفوذ در تبلیغات ( دیدن حقیقت پشت آن ) به دیدی شفاف نیاز دارد.
With a clear eye, he realised the project was doomed.
او با دیدی روشن فهمید که این پروژه محکوم به شکست است.
• دید روشن / نگاه شفاف
• ( در کاربرد استعاری ) توانایی دیدن واقعیت ها بدون تحریف یا سوگیری
• ( در کاربرد روزمره ) درک دقیق و بی طرفانه از یک موقعیت
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
او با دیدی روشن به این موقعیت نگاه کرد و تصمیم درستی گرفت.
یک رهبر برای نفوذ در تبلیغات ( دیدن حقیقت پشت آن ) به دیدی شفاف نیاز دارد.
او با دیدی روشن فهمید که این پروژه محکوم به شکست است.