cleansing


معنی: تصفیه کننده، تطهیری
معانی دیگر: تنظیف

جمله های نمونه

1. In late May, government forces began the "ethnic cleansing" of the area around the town.
[ترجمه گوگل]در اواخر ماه مه، نیروهای دولتی "پاکسازی قومی" در اطراف شهر را آغاز کردند
[ترجمه ترگمان]در اواخر ماه مه، نیروهای دولتی \"پاک سازی قومی\" منطقه اطراف شهر را آغاز کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. This vile policy of ethnic cleansing must be stopped.
[ترجمه گوگل]این سیاست شوم پاکسازی قومی باید متوقف شود
[ترجمه ترگمان]این سیاست ظالمانه پاک سازی قومی باید متوقف شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. You can't beat soap and water for cleansing.
[ترجمه گوگل]شما نمی توانید صابون و آب را برای پاکسازی شکست دهید
[ترجمه ترگمان]شما نمی توانید برای پاک کردن صابون و آب، آب و آب را شکست بدهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Soap is not the only cleansing agent.
[ترجمه گوگل]صابون تنها عامل پاک کننده نیست
[ترجمه ترگمان]صابون تنها عامل پاک سازی نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Overhaul your body with a cleansing detox.
[ترجمه گوگل]بدن خود را با سم زدایی پاکسازی کنید
[ترجمه ترگمان]بدنت رو با یه سم زدایی پاک میکنه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Cleansing in Purgatory is necessary for such people.
[ترجمه گوگل]تطهیر در برزخ برای چنین افرادی لازم است
[ترجمه ترگمان]تمیز کردن در برزخ برای چنین افرادی ضروری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Proper cleansing and moisturising are essential to avoid the effects of sunbathing and those long, late summer nights.
[ترجمه گوگل]پاکسازی و مرطوب‌کننده مناسب برای جلوگیری از اثرات آفتاب گرفتن و آن شب‌های طولانی و اواخر تابستان ضروری است
[ترجمه ترگمان]پاک سازی مناسب و moisturising برای جلوگیری از اثرات حمام آفتاب گرفتن و آن شب های دراز و اواخر تابستان ضروری هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Washing-up can lead to dry hands but cleansing fluids, sprays and polishes can also irritate dry, sensitive skin.
[ترجمه گوگل]شستن می تواند منجر به خشکی دست شود، اما مایعات پاک کننده، اسپری ها و پولیش ها نیز می توانند پوست خشک و حساس را تحریک کنند
[ترجمه ترگمان]شستشو ممکن است منجر به دست خشک شود اما مایعات، اسپری و polishes نیز می تواند باعث خارش پوست، پوست حساس و خشک شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. A fortunate grounding and optimistic cleansing which a cycle of this sort provides.
[ترجمه گوگل]زمینه سازی و پاکسازی خوش بینانه ای که چرخه ای از این دست فراهم می کند
[ترجمه ترگمان]یک محیط خوب و پاک سازی خوش بینانه که چرخه ای از این نوع را فراهم می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The cleansing bar uses no animal fats or chemicals which can irritate the skin.
[ترجمه گوگل]نوار پاک کننده از چربی حیوانی یا مواد شیمیایی که می تواند پوست را تحریک کند استفاده نمی کند
[ترجمه ترگمان]نوار پاک سازی از هیچ گونه چربی و یا مواد شیمیایی حیوانی استفاده نمی کند که بتواند پوست را تحریک کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. A cleansing rite was performed before building started.
[ترجمه گوگل]قبل از شروع ساختمان، مراسم پاکسازی انجام شد
[ترجمه ترگمان]مراسم تطهیر قبل از شروع ساختمان انجام شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Reports of ethnic cleansing in former Yugoslavia forced the European states and the US into taking action.
[ترجمه گوگل]گزارش‌های مربوط به پاکسازی قومی در یوگسلاوی سابق، کشورهای اروپایی و ایالات متحده را مجبور به اقدام کرد
[ترجمه ترگمان]گزارش های پاک سازی قومی در یوگسلاوی سابق، دولت های اروپایی و ایالات متحده را وادار به اقدام کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. She performed a 200-peso, or $ 2 ritual cleansing with herbs, flowers, chiles and perfumed lotions.
[ترجمه گوگل]او یک پاکسازی آیینی 200 پزو یا 2 دلاری با گیاهان، گل ها، چیلی و لوسیون های معطر انجام داد
[ترجمه ترگمان]او یک پزو ۲۰۰ پز، یا ۲ دلار تطهیر کننده با گیاهان، گل ها، chiles و lotions معطر را اجرا کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. When cleansing, gently wipe the lotion over the eye lids and lashes and use light gentle movements for all eye treatments.
[ترجمه گوگل]هنگام تمیز کردن، لوسیون را به آرامی روی پلک ها و مژه ها پاک کنید و از حرکات ملایم ملایم برای تمام درمان های چشم استفاده کنید
[ترجمه ترگمان]هنگام تمیز کردن، به آرامی لوسیون بر روی پلک چشم و مژه ها را پاک کنید و از حرکات نرم نور برای همه درمان های چشم استفاده کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. As for cleansing and lighting these were regarded as relatively minor details whose provision was hardly important.
[ترجمه گوگل]در مورد پاکسازی و روشنایی، اینها جزییات نسبتاً جزئی تلقی می شدند که تهیه آنها به سختی مهم بود
[ترجمه ترگمان]در مورد تمیز کردن و نورپردازی این ها جزئیات نسبتا کوچکی در نظر گرفته شدند که تهیه آن ها به سختی مهم بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

تصفیه کننده (صفت)
cathartic, cleansing, expurgatory

تطهیری (صفت)
purgative, cleansing, purgatorial, purgatory

تخصصی

[زمین شناسی] پاکی، پاک کردن

انگلیسی به انگلیسی

• that acts as an antiseptic; of or pertaining to washing the body; ablutionary
cleaning, removing impurities; washing, removing dirt; cleanup

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
در کاربرد فیزیکی:
The cleansing of the wound is essential to prevent infection.
پاک سازی زخم برای جلوگیری از عفونت ضروری است.
She uses a gentle cleansing milk for her face.
...
[مشاهده متن کامل]

او برای صورتش از یک شیر پاک کننده ی ملایم استفاده می کند.
در کاربرد سیاسی:
The report documented the ethnic cleansing of minority groups.
این گزارش پاک سازی قومی گروه های اقلیت را مستند کرده است.
The cleansing of the population from the region was condemned by the UN.
پاک سازی جمعیت از منطقه توسط سازمان ملل محکوم شد.
🔸 نکته:
تفاوت این واژه با Purging و Cleaning:
Cleaning ( تمیز کردن ) یک واژه ی عمومی و روزمره برای زدودن آلودگی است.
Purging ( پالایش / پاک سازی ) به حذف چیزی ( مانند افراد یا عناصر ناخواسته ) به صورت کامل ( اغلب با زور ) اشاره دارد.
Cleansing اما خاص ترین گزینه است که هم در کاربرد فیزیکی و هم در کاربرد سیاسی ( به ویژه در اصطلاح ethnic cleansing ) به کار می رود و بر جنبه های عملیاتی و فرایندی تأکید می کند.

تنظیف. پاکسازی
مثال:
a cleansing agent
یک مامور تنظیف و پاکسازی
✅ واژه ( با جداسازی اجزاء تشکیل دهنده ) : cleansing ✅ تلفظ واژه: KLENZ - ing ✅ معادل کاربردی، فارسی و توضیح واژه: پاک سازی ✅ اجزاء و عناصر واژه ( ریشه، پیشوند یا پسوند ) در پزشکی : cathart/o
تصفیه شده
تصفیه کننده
تنظیم
⁦< (  ̄︶ ̄ ) >⁩
تطهیرکننده
pay attention to this awful expression: ethnic cleansing
هر پاکسازی و کلاً هر واژه زیبایی، معنای خوب و قشنگی ندارد.

پاکسازی