• : تعریف: a clay disk used as a target in trapshooting.
انگلیسی به انگلیسی
• disk of baked clay hurled into the air as a target in skeet shooting and trapshooting
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی: • هدف پرتابی • ( در تیراندازی با تفنگ بادی ) یک صفحه ی گرد سفالی که به عنوان هدف پرتاب می شود • ( در کاربرد مجازی ) فردی که به راحتی هدف انتقاد یا حمله قرار می گیرد 🔸 مثال ها: ... [مشاهده متن کامل]
They went to the shooting range to practice clay pigeon shooting. آنها به میدان تیراندازی رفتند تا تمرین تیراندازی با اهداف پرتابی کنند. The manager used the new employee as a clay pigeon to deflect criticism. مدیر از کارمند جدید به عنوان یک هدف بی دفاع برای منحرف کردن انتقادات استفاده کرد. In politics, ordinary citizens often become clay pigeons for powerful interests. در سیاست، شهروندان عادی اغلب هدف حملات گروه های قدرتمند قرار می گیرند. The clay pigeon shattered as soon as it was hit by the bullet. به محض اصابت گلوله، هدف پرتابی تکه تکه شد.
بشقابک سفالی ( که به هوا پرتاب می شود و به آن تیر می اندازند )