claims

جمله های نمونه

1. claims of france or any other particular state
ادعاهای فرانسه یا هرکشور بخصوص دیگر

2. absurd claims
ادعاهای پوچ

3. baseless claims
ادعاهای بی اساس

4. footless claims
ادعاهای بی اساس

5. he claims that he can conjure up spirits
او ادعا می کند که می تواند ارواح را فرا بخواند.

6. he claims to be a doctor, but he is a fraud
او ادعا می کند که دکتر است ولی دروغ می گوید.

7. he claims to understand animal talk
او ادعا می کند که زبان جانوران را می فهمد.

8. her claims are all bogus
ادعاهای او همه نادرست است.

9. his claims against the company are highly debatable
ادعاهای او بر علیه شرکت بسیار قابل تردیداند.

10. his claims are all rubbish
ادعاهای او همه پوچ هستند.

11. his claims are without merit
ادعاهای او ارزشی ندارد.

12. his claims were nothing but calumny
ادعاهای او چیزی جز بهتان نبود.

13. his claims were untrue
ادعای او دروغ بود.

14. interfering claims
ادعاهای متضاد

15. our claims about them are in need of empirical probation
ادعاهای ما درباره ی آنها نیاز به پژوهش عملی دارد.

16. quack claims
ادعاهای دروغی

17. she claims that she was pressurized to resign
ادعا می کند به او فشار آوردند که استعفا بدهد.

18. his former claims were forgotten
(مثنوی) رفت از دل دعوی پیشانه اش

19. his fraudulent claims
ادعاهای تقلب آمیز او

20. the defendant's claims were disproved by the evidence
مدارک جدید،ادعاهای متهم را نفی کرد.

21. the government claims that it has the situation under control
دولت ادعا می کند که بر اوضاع مسلط است.

22. the government's claims did not tally with its actions
ادعاهای دولت با اعمال آن جور در نمی آمد.

23. the plaintiff claims that the police pistol-whipped him
شاکی ادعا می کند که پلیس با پاشنه ی تپانچه او را زده است.

24. the rival claims of the two sides
ادعاهای رقابت آمیز دو طرف

25. a problem that claims attention
مسئله ای که درخور توجه است (توجه می طلبد).

26. he faked seven claims and presented them to the insurance company
او هفت ادعای قلابی به شرکت بیمه ارائه داد.

27. she released all claims regarding personal injury
در مورد صدمه ای که به او وارد شده بود صرفنظر کرد.

28. some of her claims were rather offkey
برخی از ادعاهای او نسبتا بیجا بودند.

29. some of the claims tagged on to the end of the book
برخی از ادعاهایی که به پایان کتاب افزوده شده است.

30. after his suicide, all claims against him were declared to be moot
پس از خودکشی،کلیه ی ادعاها علیه او بی مورد اعلام شدند.

31. do you have any claims concerning the ownership of this jewel?
آیا ادعایی نسبت به مالکیت این جواهر دارید؟

32. one of our correspondents claims that . . .
یکی از کسانی که به ما نامه نوشته است ادعا می کند که . . .

33. testimonies that sustain our claims
شهادت هایی که ادعاهای ما را اثبات می کند

34. the falsity of his claims
دروغ بودن ادعاهای او

35. the legitimacy of those claims
قانونی بودن آن ادعاها

36. the speaker rebutted the claims of his opponent
سخنران به ادعاهای حریف خود پاسخ داد.

37. this letter shows hassan's claims to be false
این نامه دروغ بودن ادعاهای حسن را ثابت می کند.

38. we have no territorial claims on your country
ما هیچگونه ادعای ارضی نسبت به کشور شما نداریم.

39. you must document your claims
ادعاهای خود را باید مستند کنید.

40. the release of her injury claims came as a great surprise
انصراف او از ادعای خسارت بسیار غیر مترقبه بود.

41. i could not believe his far-fetched claims
نمی توانستم ادعاهای غیر منطقی او را باور کنم.

42. nobody knows how many of his claims are based on fact and how many on fiction
هیچکس نمی داند که چقدر از ادعاهای او برپایه ی واقعیت و چه مقدار برمبنای تخیل است.

43. they forced gallileo to swallow his claims
گالیله را مجبور کردند که ادعاهای خود را پس بگیرد.

44. to predicate the truth of somebody's claims
صداقت ادعاهای کسی را مورد تاکید قرار دادن

45. history will prove the mendacity of his claims
تاریخ دروغ بودن ادعاهای او را ثابت خواهد کرد.

46. his knowledge of mathematics is modest but he claims too much
دانش ریاضی او ناچیز ولی ادعایش زیاد است.

47. how queasy we become when a mean person claims to be good
چقدر بیزار می شویم وقتی که آدم بدجنسی ادعای نیکی می کند.

48. there is no good reason to discredit her claims
دلیل محکمی برای رد ادعاهای او وجود ندارد.

49. he did not offer any evidence to corroborate his claims
او مدرکی برای اثبات ادعاهای خود ارائه نداد.

50. there is a kernel of truth in what he claims
آنچه که او ادعا می کند در اصل راست است.

51. after the fire, the company faced millions of dollars in claims
پس از آتش سوزی شرکت با میلیون ها دلار ادعای خسارت مواجه شد.

52. the judge listened dispassionately but with utmost attention to both sides' claims
قاضی با بی طرفی ولی با کمال دقت به ادعاهای طرفین گوش کرد.

تخصصی

[ریاضیات] مطالبات

پیشنهاد کاربران

ادعا کردن
ادعا ( در بحثهای مدیریت پیمان و قراردادها )
مطالبه کردن چیزی
The government claims
یعنی دولت ادعا میکند
Claims یعنی ادعا کردن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما