🔸 معادل فارسی:
• جان کسی را گرفتن
• باعث مرگ کسی شدن
• قربانی گرفتن
• ( در بافت خبری ) کشتن / به کام مرگ کشاندن
🔸 مثال ها:
• The accident claimed the lives of three young men.
آن حادثه جان سه جوان را گرفت.
... [مشاهده متن کامل]
• The war has claimed thousands of lives.
آن جنگ هزاران نفر را قربانی گرفته است.
• Cancer claimed her life at the age of fifty.
سرطان در پنجاه سالگی جان او را گرفت.
• جان کسی را گرفتن
• باعث مرگ کسی شدن
• قربانی گرفتن
• ( در بافت خبری ) کشتن / به کام مرگ کشاندن
🔸 مثال ها:
آن حادثه جان سه جوان را گرفت.
... [مشاهده متن کامل]
آن جنگ هزاران نفر را قربانی گرفته است.
سرطان در پنجاه سالگی جان او را گرفت.