civilisational
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
سیویلایزِیشِنَل ( با تأکید بر هجای چهارم )
🔸 معادل فارسی:
• تمدنی / مربوط به تمدن
• ( در کاربرد تاریخی و فرهنگی ) مرتبط با پیشرفت، فرهنگ، و سازمان یافتگی اجتماعی یک جامعه
• ( در کاربرد سیاسی و تحلیلی ) در سطح کلان و در مقیاس تمدن ها
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
The civilisational achievements of ancient Persia are remarkable.
دستاوردهای تمدنی ایران باستان قابل توجه است.
The conflict is often framed as a civilisational clash.
این درگیری اغلب به عنوان یک برخورد تمدنی ( تقابل تمدن ها ) مطرح می شود.
نکته ی املایی:
در انگلیسی بریتانیایی: Civilisational
در انگلیسی آمریکایی: Civilizational
🔸 معادل فارسی:
• تمدنی / مربوط به تمدن
• ( در کاربرد تاریخی و فرهنگی ) مرتبط با پیشرفت، فرهنگ، و سازمان یافتگی اجتماعی یک جامعه
• ( در کاربرد سیاسی و تحلیلی ) در سطح کلان و در مقیاس تمدن ها
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
دستاوردهای تمدنی ایران باستان قابل توجه است.
این درگیری اغلب به عنوان یک برخورد تمدنی ( تقابل تمدن ها ) مطرح می شود.
نکته ی املایی:
در انگلیسی بریتانیایی: Civilisational
در انگلیسی آمریکایی: Civilizational