cited

/ˈsaɪt//saɪt/

(verb transitive) ذکر کردن، اتخاذ سند کردن، گفتن

جمله های نمونه

1. the passages cited by him . . .
قطعاتی که او نقل قول کرده بود . . .

2. to prove his point, he cited several scientific articles
او برای اثبات نکته ی خود به چندین مقاله ی علمی استناد کرد.

انگلیسی به انگلیسی

• quoted; referenced to

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• به نقل از / با استناد به
• با اشاره به ( منبع خبر )
• بر اساس گزارش
🔸 مثال ها:
• ( خبر ) "An area near Sirik was targeted, according to Iran's state - run IRNA news agency, which cited local authorities in southern Hormozgan province. "
...
[مشاهده متن کامل]

( یک منطقه در نزدیکی سیریک هدف قرار گرفت، به گزارش خبرگزاری رسمی ایران، ایرنا، که به نقل از مقامات محلی در استان هرمزگان این خبر را اعلام کرد. )
• ( خبر ) "IRNA cited the deputy governor of Hormozgan province, who confirmed three people were killed in the attacks. "
( ایرنا به نقل از معاون استاندار هرمزگان، کشته شدن سه نفر در این حملات را تأیید کرد. )

نقل شده
نقل قول شده
یاد می شود ( یکی دیگه از معنی های اون هست )
They are often cited as the most intelligent of all domestic dogs
مذکور
گذشته فعلcite به معنی استناد کردن
درج کردن - ثبت
ذکر شده - اشاره شده
محل رجوع شده - ارجاع شده - مرجع