circularity

/ˌsɜːrkjʊˈlærɪti//ˌsɜːkjʊˈlærɪti/

معنی: مدور بودن
معانی دیگر: مدور بودن

جمله های نمونه

1. There is a dangerous circularity about this argument.
[ترجمه فاطمه] در این استدلال دور خطرناکی وجود دارد.
|
[ترجمه شهرام] در این استدلال، دوری خطرناک وجود دارد.
|
[ترجمه ترگمان]در این بحث a خطرناکی وجود دارد
[ترجمه گوگل]در این استدلال دایره ای خطرناک وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. If one is to avoid this simple circularity, then one must explain standing for in terms of some natural relation between particulars.
[ترجمه ترگمان]اگر قرار است یکی از این circularity ساده اجتناب کند، پس باید توضیح داد که از نظر برخی رابطه طبیعی بین جزئیات ایستاده
[ترجمه گوگل]اگر کسی از این دایره المعارف ساده اجتناب کند، باید در مورد برخی از رابطه طبیعی بین جزئیات توضیح داده شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The circularity of this process poses a challenge for theories about the origins of life.
[ترجمه ترگمان]The این فرآیند، چالشی برای تئوری های مربوط به منشا زندگی مطرح می کند
[ترجمه گوگل]دایره المعارف این روند چالشی برای نظریه های مربوط به ریشه های زندگی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Thrown when a circularity has been detected while initializing a class.
[ترجمه ترگمان]پاشیدن زمانی که یک circularity هنگام راه اندازی یک کلاس تشخیص داده شد
[ترجمه گوگل]وقتی یک دایره المعارف در هنگام راه اندازی یک کلاس کشف شد، پرتاب می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Its root tuber has multilayer concentric circularity similar to "annual ring lines" at the initial stages of development, and grows and enriches at the same year.
[ترجمه ترگمان]tuber ریشه آن multilayer متحد المرکز مشابه به \"خطوط حلقه سالانه\" در مراحل اولیه توسعه دارد، و در همان سال رشد و تقویت می کند
[ترجمه گوگل]غده ریشه آن دارای دایره ای متشکل از چند لایه است که در مراحل اولیه رشد مشابه خطوط حلقه ای سالانه است و در همان سال رشد و غنی سازی می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The resulting circularity does not, of course, make the arguments wrong or even ineffectual.
[ترجمه ترگمان]بدیهی است که عدم قطعیت منجر به اشتباه و یا حتی بی اثر کردن آن ها نمی شود
[ترجمه گوگل]البته، دایره المعارف، البته، باعث نمی شود که استدلال اشتباه یا حتی بی اثر باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. In addition, the circularity estimated by a numerical analysis method is used as the benchmark for comparison.
[ترجمه ترگمان]به علاوه، تخمین زده شده توسط روش تحلیل عددی به عنوان معیار مقایسه استفاده می شود
[ترجمه گوگل]علاوه بر این، دایره ای که توسط یک روش تحلیل عددی برآورد شده است به عنوان معیار برای مقایسه استفاده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The method of equivalency slope circularity approaching was presented for this.
[ترجمه ترگمان]روش of equivalency که نزدیک می شد برای این نشان داده شد
[ترجمه گوگل]برای این منظور روش تقریبی دایرهای شیب متقابل ارائه شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. A kind of simple manual rolling circularity die was introduced.
[ترجمه ترگمان]یک نوع کتابچه راهنمای ساده که به صورت دستی شکل می گیرد، معرفی شد
[ترجمه گوگل]یک نوع دایره المعارف ساده دستی به کار رفته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Ontology cannot be used to describe Chuang-tzu since the logistic characteristic of ontology is inconsistent with Chuang-tzu's "circularity".
[ترجمه ترگمان]هستی شناسی را نمی توان برای توصیف Chuang - tzu به کار برد چون مشخصه منطقی هستی شناسی با \"circularity\" متناقض است
[ترجمه گوگل]هسته شناسی نمی تواند برای توصیف Chuang-tzu استفاده شود، زیرا ویژگی لجستیک هستی شناسی با 'دایره' بودن Chuang-tzu سازگار نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The second problem is circularity.
[ترجمه ترگمان]مشکل دوم circularity است
[ترجمه گوگل]مشکل دوم دایره است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The system includes the dual-tone multifrequency signal detection module, the musical sound processing module, the harmonical analysis module of circularity and many other demonstration modules.
[ترجمه ترگمان]این سیستم شامل ماژول تشخیص سیگنال دوگانه tone، ماژول پردازش صدای موسیقی، ماژول تجزیه و تحلیل harmonical و بسیاری از modules های نمایشی دیگر است
[ترجمه گوگل]این سیستم شامل ماژول تشخیص سیگنال چند فرکانسی دوتایی، ماژول پردازش صدا موسیقی، ماژول تجزیه و تحلیل هماهنگی دایره ای و بسیاری از دیگر ماژول های تظاهرات است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. With the increasing of casting temperature, the dendrites grew fast, which could spheroidize and fine partial austenite with worse circularity and bigger size.
[ترجمه ترگمان]با افزایش دمای ریخته گری، دندریت خیلی سریع رشد کردند، که می توانست spheroidize و fine جزئی را با circularity بدتر و بزرگ تر کند
[ترجمه گوگل]با افزایش دمای ریخته گری، دندریت ها سریع رشد می کنند، که می تواند اسپری شود و جزء آستنیت خوب را با دایره ای بدتر و اندازه بزرگتر به وجود آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The identity between nature and culture, the polarity between Yin and Yang, and the circularity of cyclic movements, all are the basic features of this synchronic mode.
[ترجمه ترگمان]هویت بین طبیعت و فرهنگ، قطبیت بین یین و یانگ و the جنبش های حلقوی، همگی ویژگی های اساسی این حالت synchronic هستند
[ترجمه گوگل]هویت طبیعت و فرهنگ، قطبیت بین یین و یانگ و دایره ای از حرکات چرخه، همه ویژگی های اصلی این حالت همگن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

مدور بودن (اسم)
circularity

تخصصی

[کامپیوتر] دور باطل - مشکلی که با یک مثال به شرح آن می پردازیم : فرض کنید در برنامه صفحه گسترده lutos1-2-3 فرمول b1*2 را درون سلول a1و سپس فرمول a1/2 را درون سلول b1 قرار داده اید کامپیوتر برای ارزیابی هر یک از سلولها نیاز به تعدادی سلول دیگر دارد ( دور باطل ) از این رو کامپیوتر نمی تواند کار را ادامه دهد و در نتیجه پیام خطا ظاهر می کند .
[ریاضیات] دوری، استداره، گردی

به انگلیسی

• quality of being circular, roundness

پیشنهاد کاربران

چرخه ای. . به شکل چرخه ای
دوری، دور باطل ( در استدلال منطقی )
می گوییم اگر ادعای مطرح شده در نتیجه گیری یک استدلال به نوعی در مقدمات آن ظاهر شود ، این استدلال دوری بوده و باطل است.
چرخه
در علم رسوب، مفهوم نزدیکی به roundness داره.
گردشدگی ( roundness ) : میزان انحنای لبه های یک دانه رسوبی است. اگر انحنا زیاد باشه گردشدگی بالا و اگر انحنا کم ( لبه تیز ) گردشدگی پایین.
دایره ای بودن ( circularity ) : میزان شبیه بودن یک دانه رسوبی به دایره است. یعنی چه مقدار قطر بزرگ هم اندازه قطر کوچک است ( مفهوم برابری قطره های دایره ) .
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما