circuitry

/ˈsɜːrkətri//ˈsɜːkɪtri/

معنی: شدت جریان برق، اجزاء ترکیب کننده جریان برق
معانی دیگر: (برق و الکترونیک) گشتراهگان، مدار بندی، مدارات

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: the plan or design of the elements in an electric circuit.

(2) تعریف: a number of electric circuits considered together, as those in a device, or their elements.

جمله های نمونه

1. electronic circuitry
مداربندی الکترونیک

2. The company produced circuitry for communications systems.
[ترجمه ترگمان]این شرکت مدار برای سیستم های ارتباطی ایجاد کرده است
[ترجمه گوگل]این شرکت تولید مدار برای سیستم های ارتباطی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The computer's entire circuitry was on a single board.
[ترجمه ترگمان]تمام مدار کامپیوتر روی یک تخته بود
[ترجمه گوگل]کل مدار کامپیوتر در یک تخته قرار داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A special system prevents the circuitry being tripped accidentally by a power surge or lightning strike.
[ترجمه ترگمان]یک سیستم ویژه مانع از افتادن مدار شده توسط موج برق یا ضربه صاعقه می شود
[ترجمه گوگل]سیستم خاصی مانع می شود که مدار به طور تصادفی از طریق افزایش قدرت یا اعتصاب رعد و برق برطرف شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The circuitry in this fighter aircraft has been protected against strong magnetic fields.
[ترجمه ترگمان]مدار این جنگنده در برابر میدان های مغناطیسی قوی محافظت شده است
[ترجمه گوگل]مدار در این هواپیمای جنگنده از میدان مغناطیسی قوی محافظت شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Both metal bashing and circuitry are technologies well suited to benefit from CAD.
[ترجمه ترگمان]هر دو bashing و circuitry فلزی به خوبی سازگار هستند تا از CAD بهره مند شوند
[ترجمه گوگل]هر دو تراشه فلزی و مدار یک فن آوری هستند که از CAD سودمند هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Identical circuitry was used in the 1982 Hyde Park bomb which killed eight people and injured fifty-three others.
[ترجمه ترگمان]در بمب گذاری سال ۱۹۸۲ هاید پارک به کار گرفته شد که منجر به کشته شدن هشت نفر و زخمی شدن پنجاه و سه تن دیگر شد
[ترجمه گوگل]مدار مشابهی در بمب حید پارک سال 1982 که هشت نفر را کشت و پنجاه و سه نفر دیگر زخمی شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. They are expanding their knowledge of brain circuitry and learning-related physiological changes in the brains of higher mammals.
[ترجمه ترگمان]آن ها دانش خود از مدارات مغز و تغییرات فیزیولوژیکی مرتبط با یادگیری را در مغز پستانداران بالاتر گسترش می دهند
[ترجمه گوگل]آنها دانش خود را از مدار مغزی و تغییرات فیزیولوژیکی مربوط به یادگیری در مغز پستانداران بالاتری گسترش می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Each set-top decoder would then have its Macrovision-component circuitry individually addressed and activated through the network's addressable access control system.
[ترجمه ترگمان]پس از آن، یک کدگشا در سطح بالا، مدار Macrovision - جزیی آن را به صورت جداگانه مورد بررسی قرار می دهد و از طریق سیستم کنترل دسترسی addressable شبکه فعال و فعال می شود
[ترجمه گوگل]هر کدام از تنظیم کننده های سری بالا، مدارک جزء Macrovision خود را به صورت جداگانه خطاب می کنند و از طریق سیستم کنترل دسترسی تصادفی شبکه فعال می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Inside will be a maze of circuitry, some transistors and a chip or two.
[ترجمه ترگمان]در داخل یک مدار پر از مدار، چند ترانزیستور و یک چیپ یا دو مدار وجود دارد
[ترجمه گوگل]در داخل یک پیچ و خم از مدار، برخی از ترانزیستور ها و یک تراشه یا دو
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Without this adjustability, the neural circuitry would be as rigid as that in our consumer electronics.
[ترجمه ترگمان]بدون این adjustability، مدار عصبی به همان اندازه که در الکترونیک مصرف کننده ما وجود دارد، صلب خواهد بود
[ترجمه گوگل]بدون این قابلیت تنظیم، مدار عصبی خواهد بود همانطور که در لوازم الکترونیکی مصرفی ما است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The basal ganglia are also the main circuitry through which flow the nerve signals controlling movement.
[ترجمه ترگمان]غدد عصبی اصلی، مدار اصلی هستند که از طریق آن سیگنال های عصبی را کنترل می کنند
[ترجمه گوگل]گانگلیس پایه همچنین مدار اصلی است که از طریق آن جریان سیگنال عصبی را کنترل حرکت می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. They co-opt the selective attention circuitry.
[ترجمه ترگمان]آن ها co های توجه انتخابی را انتخاب می کنند
[ترجمه گوگل]آنها مدارهای انتخابی را انتخاب می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The circuitry was composed of electric eels, and there were colorful fish and liquid poisons and numerous examples of evil.
[ترجمه ترگمان]The از eels الکتریکی ساخته شده بود و ماهی و سموم گوناگون و نمونه های بسیاری از شرارت وجود داشت
[ترجمه گوگل]این مدار از قوچ الکتریکی تشکیل شده بود و ماهی های رنگارنگ و سمی مایع و نمونه های متعدد از شر وجود داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. This price includes adapters, which incorporate dedicated circuitry, for the four sizes of battery.
[ترجمه ترگمان]این قیمت شامل adapters است که مدار اختصاصی را برای چهار اندازه باتری بکار می گیرند
[ترجمه گوگل]این قیمت شامل آداپتورهای ساخته شده است که شامل مدارهای اختصاصی برای چهار اندازه باتری هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

شدت جریان برق (اسم)
amperage, circuitry

اجزای ترکیب کننده جریان برق (اسم)
circuitry

تخصصی

[کامپیوتر] مدارات .
[برق و الکترونیک] مدار بندی - مدارگان و مجموعه مدار کل مدارهای الکتریکی یا الکترونیکی یک دستگاه یا سییستم .

به انگلیسی

• system of electronic circuits
circuitry is a system of electric circuits.

پیشنهاد کاربران

پیرامون
جریان
Clock circuitry
مدار پالس ساعت. . . . . electronic. . . .
Brain's circuitry
سیستم مداربندی مغز، تبادلات الکتریکی مغزی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما