circlet

/ˈsɜːrklɪt//ˈsɜːklɪt/

معنی: انگشتری، دایره کوچک، حلقه زنانه
معانی دیگر: دایره ی کوچک، پرگرچه، گرد کچه، پر هونک، حلقه زریاگوهر، تشکیل دایره کوچک دادن، دایره وارحرکت کردن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a little circle, esp. a narrow round band worn as an ornament for the head.

جمله های نمونه

1. A simple gold circlet held the veil in place, beneath which guileless blue eyes shone with a gentle womanly strength.
[ترجمه گوگل]یک دایره طلایی ساده، حجاب را در جای خود نگه می داشت، که زیر آن چشمان آبی بی فریب با قدرتی ملایم زنانه می درخشید
[ترجمه ترگمان]تاجی از طلای ساده، توری را در جای خود گرفته بود، زیر آن چشمان آبی معصوم با نیرویی زنانه می درخشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He had snapped the circlet of runes from Thorfinn's throat.
[ترجمه گوگل]دایره رون ها را از گلوی تورفین جدا کرده بود
[ترجمه ترگمان]تاجی از طلسم های باستانی را از گلوی Thorfinn بیرون اورده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The tentacles are arranged in a circlet about the mouth, and the coelenterates are typified by such radial symmetry.
[ترجمه گوگل]شاخک ها به صورت دایره ای در اطراف دهان قرار گرفته اند و با تقارن شعاعی این شاخک ها مشخص می شوند
[ترجمه ترگمان]شاخک را در حلقه ای در اطراف دهان قرار داده و the با چنین تقارن شعاعی مشخص شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The circlet is enriched by enamel plaques of Byzantine manufacture, alternating on the lower register with jewels en cabochon.
[ترجمه گوگل]دایره با پلاک های مینای ساخت بیزانس غنی شده است که در رجیستری پایینی با جواهرات و کابوشون متناوب می شوند
[ترجمه ترگمان]نیم تاج بر روی صفحه های enamel از آثار بیزانسی ساخته شده است، که به صورت متناوب با جواهرات در cabochon به صورت متناوب درآمده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. A ring or circlet of flowers, boughs, or leaves worn on the head, placed on a memorial, or hung as a decoration.
[ترجمه گوگل]حلقه یا دایره‌ای از گل، شاخه یا برگ که بر سر بسته می‌شود، روی یادبودی قرار می‌گیرد یا به عنوان تزئین آویزان می‌شود
[ترجمه ترگمان]حلقه ای یا حلقه ای از گل، شاخه ها، یا برگ هایی که بر روی سر نهاده، بر روی یک بنای یادبود گذاشته شده و یا به عنوان تزیین به دار آویخته شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. I got a circlet from the mall.
[ترجمه گوگل]من یک دایره از مرکز خرید گرفتم
[ترجمه ترگمان]من یه circlet از مرکز خرید دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The golden circlet gleamed on his brow, his hair fluttered in the wind, and he was clad in steel and iron.
[ترجمه گوگل]دایره طلایی روی پیشانی اش می درخشید، موهایش در باد بال می زد و از فولاد و آهن پوشیده شده بود
[ترجمه ترگمان]نیم تاج طلایی بر پیشانیش می درخشید، موهایش در باد تکان می خورد و آهن و آهن به تن داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Hope and love in the circlet glow!
[ترجمه گوگل]امید و عشق در درخشش دایره!
[ترجمه ترگمان]امید و عشق در the!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Dames Commander and Commanders may display the circlet, but not the collar, surrounding their arms.
[ترجمه گوگل]Dames Commander و Commanders ممکن است دایره را نشان دهند، اما نه یقه را در اطراف بازوهای خود
[ترجمه ترگمان]فرمانده و فرماندهان ممکن است نیم تاج را به نمایش بگذارند، اما نه یقه، دور دست ها
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. He gave me the circlet as a gift of my birthday.
[ترجمه گوگل]دایره را به عنوان هدیه تولدم به من داد
[ترجمه ترگمان]circlet را به عنوان هدیه تولدم به من داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Not one penny should be spent for a circlet of gold to testify that we are married.
[ترجمه گوگل]یک ریال هم نباید خرج یک دایره طلا شود تا شهادت بدهد که ما ازدواج کرده ایم
[ترجمه ترگمان]حتی یک پنی هم نباید برای یک حلقه طلا صرف کرد تا شهادت بدهد که ما ازدواج کرده ایم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Oorag's Silver Circlet: Oorag was a churlish pirate who often used the Santa Contresena island fortress as hideout, but he hasn't been seen for some 15 years now.
[ترجمه گوگل]دایره نقره‌ای اوراگ: اوراگ یک دزد دریایی خشن بود که اغلب از قلعه جزیره سانتا کونترسنا به عنوان مخفیگاه استفاده می‌کرد، اما اکنون حدود 15 سال است که او را دیده‌ایم
[ترجمه ترگمان]این یک دزد دریایی بود که اغلب از قلعه سانتا Contresena به عنوان مخفیگاه استفاده می کرد، اما حالا پانزده سال است که او را ندیده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. It isn't far from the graceful Circlet asterism in the constellation Pisces.
[ترجمه گوگل]دور از ستاره دایره برازنده در صورت فلکی حوت نیست
[ترجمه ترگمان]این ماهی از یک صورتواره زیبا که در صورت فلکی ماهی قرار دارد، فاصله ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

انگشتری (اسم)
circlet

دایره کوچک (اسم)
circlet, cirque

حلقه زنانه (اسم)
circlet

تخصصی

[ریاضیات] دایره ی کوچک

به انگلیسی

• crown, wreath; circular ornament (especially one worn on the head); small circle
a circlet is a decorated band of precious metal worn round a person's head, especially in former times.

پیشنهاد کاربران

انگشتری ، پر هونک
● تاج، حلقه ی زینتی
حلقه زر یا گوهر
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما