circinate


گرد، مدور، پیچ خورده به دور محور (مثل جوانه های برخی گیاهان)، قوسی، پرگاری، تاشده، چین دار
شبکه مترجمین ایران

تخصصی

[زمین شناسی] مدور، گرد الف) متشکل از برگها یا قسمتهای مشابه که از رأس به سمت پایین حول محور پیچ خورده اند. ب) تعلق داشتن به یک آغازی که از رأس، به سمت پایین پیچیده شده است.
[ریاضیات] قوسی

به انگلیسی

• rounded; coiled (botany)

معنی یا پیشنهاد شما