معنی: تاریک، افراد کشور ظلمات، ظلمانیمعانی دیگر: (در زین اسب یا پالان الاغ و غیره) تنگ، تسمه ی شکم، (زین یا پالان را) تنگ بستن، سفت کردن، (عامیانه) تمسک محکم، محکم گرفتن، محکم بستن، (خودمانی) آنچه که انجامش آسان یا حتمی باشد، (به طور قطع) به دست آوردن، (اسطوره ی یونان) مردمی که سرزمین آنان دچار تاریکی و مه همیشگی بود
🔸 معادل فارسی: تاریک / ظلمانی / متعلق به قوم سِمِری / اسطوره ای / باستانی در زبان ادبی یا توصیفی: تاریک و وهم آلود، متعلق به سرزمینی افسانه ای یا قومی باستانی 🔸 تعریف ها: 1. ( ادبی – توصیفی ) : ... [مشاهده متن کامل]
توصیف چیزی بسیار تاریک، غم انگیز یا پوشیده در سایه و رمز مثال: He wandered through the Cimmerian gloom of the forest. در تاریکی ظلمانی جنگل سرگردان شد. 2. ( تاریخی – قومی ) : اشاره به قوم باستانی Cimmerians که در منابع یونانی و آشوری آمده اند مثال: The Cimmerians invaded Anatolia in the 7th century BCE. سِمِری ها در قرن هفتم پیش از میلاد به آناتولی حمله کردند. 3. ( ادبیات فانتزی – شخصیت پردازی ) : در آثار رابرت ای. هاوارد، به مردم سرزمین خیالی Cimmeria اشاره دارد، مانند شخصیت Conan مثال: Conan the Barbarian was born in the harsh land of Cimmeria. کونان بربر در سرزمین خشن سیمریا به دنیا آمد. 🔸 مترادف ها: dark – shadowy – gloomy – ancient – mythic – obscure