chute

/ˈʃuːt//ʃuːt/

معنی: ناودان یا مجرای سرازیر، زوال، شیب تند رودخانه، انحطاط، مخفف کلمه پاراشوت، سقوط
معانی دیگر: لوله یا هر چیز سرازیری که به وسیله ی آن چیزی را به پایین می رسانند، ناوه، ناوک، ناودان، آبشار، تندآب، رود سرازیر (که جریان آب در آن بسیار خروشان است)، هر گونه سرازیری (مثلا جایی که در آن سر می خورند یا با سورتمه پایین می روند)، مخفف: پاراشوت، چتر نجات
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a sloped trough or channel down which things may slide in order to transport them.
مشابه: slide

- Letters poured down the mail chute.
[ترجمه گوگل] نامه‌ها بر روی مخزن پست ریختند
[ترجمه ترگمان] نامه هایی از ناودان پستی سرازیر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- She tossed the sheets down the laundry chute.
[ترجمه گوگل] او ملحفه ها را به سمت پایین چاه لباسشویی پرت کرد
[ترجمه ترگمان] ملافه ها را از سرسره رخت شویی پرت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a waterfall or swiftly moving section of a river.
مشابه: cascade

- They were attempting to go over the chute when they capsized.
[ترجمه گوگل] آنها در تلاش بودند تا از روی ناودان عبور کنند که واژگون شدند
[ترجمه ترگمان] وقتی که آن ها واژگون شدند، آن ها سعی داشتند از روی سرسره عبور کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: chutes, chuting, chuted
• : تعریف: to move or convey by means of a chute.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
• : تعریف: to move or descend by chute.
اسم ( noun )
• : تعریف: a steep or narrow slope, as for skiing or tobogganing.
اسم ( noun )
• : تعریف: (informal) a parachute.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: chutes, chuting, chuted
• : تعریف: to descend to the earth by parachute.

- They chuted twice in the same day.
[ترجمه گوگل] آنها دو بار در یک روز چنگ زدند
[ترجمه ترگمان] هر دو در یک روز دو برابر می شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
مشتقات: chutist (n.)
• : تعریف: to drop by parachute from an aircraft.

- Firefighters were chuted to the perimeters of the forest fire.
[ترجمه گوگل] آتش‌نشانان در حاشیه آتش سوزی جنگل به سر می‌برند
[ترجمه ترگمان] Firefighters به مناطق مرکزی آتش جنگل پناه برده بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. the cement is poured at the foundation of the building through this chute
سیمان را از طریق این ناوه به شالوده ی ساختمان می ریزند.

2. You can release the chute with either hand, but it is easier to do it with the left.
[ترجمه گوگل]می‌توانید با هر دو دست، ناودان را رها کنید، اما انجام آن با دست چپ آسان‌تر است
[ترجمه ترگمان]شما می توانید ناودان را با هر دست رها کنید، اما انجام آن با سمت چپ آسان تر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The rubbish goes down the chute into a large bin.
[ترجمه گوگل]زباله ها از چاله به سطل بزرگی می روند
[ترجمه ترگمان]زباله در یک سطل بزرگ پایین می رود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. How about coal, roaring down a tin chute and into a basement bin?
[ترجمه گوگل]در مورد زغال سنگ که از یک لوله حلبی خروشان می کند و به سطل زیرزمین می رود چطور؟
[ترجمه ترگمان]نظرت راجع به زغال سنگ، شکستن یه سرسره فلزی و توی یه سطل زیرزمینی چی؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. We make it through the chute, cross Ca ada del Oro and enjoy the view of colorful changing sycamores.
[ترجمه گوگل]ما آن را از طریق ناودان عبور می دهیم، از Ca ada del Oro عبور می کنیم و از منظره چنارهای رنگارنگ در حال تغییر لذت می بریم
[ترجمه ترگمان]ما این کار را از طریق ناودان، cross ada دل اورو و لذت بردن از دیدگاه تغییر رنگ رنگین، انجام می دهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The main chute cluster banged open and a second bar switch was extended.
[ترجمه گوگل]خوشه اصلی ناودان باز شد و سوئیچ نوار دوم باز شد
[ترجمه ترگمان]ناودان اصلی به شدت باز شد و سوییچ بار دوم تمدید شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. So I begin creeping down the chute.
[ترجمه گوگل]بنابراین من شروع به خزنده کردن در چاله می کنم
[ترجمه ترگمان]بنابراین شروع می کنم به پایین رفتن از سرسره
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Cows were led down a chute to be branded.
[ترجمه گوگل]گاوها را برای علامت گذاری از یک چاله به پایین هدایت می کردند
[ترجمه ترگمان]گاوه ای خود را به سمت یک سرسره به پایین هدایت کردند تا داغ خورده شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. She did it anyway, deploying her chute so late that the jolt made her see stars.
[ترجمه گوگل]او این کار را به هر حال انجام داد، آنقدر دیر به کار انداخت که تکان باعث شد ستاره‌ها را ببیند
[ترجمه ترگمان]به هر حال این کار را کرده بود و چنان late را به هم وصل کرده بود که باعث شد آن ها ستاره را ببینند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. He rode his bike down that rocky chute behind the school.
[ترجمه گوگل]او با دوچرخه از آن آبراهه سنگی پشت مدرسه رفت
[ترجمه ترگمان]او دوچرخه اش را از روی سرسره سنگی پشت مدرسه می راند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Went in through the coal chute, down into the basement, came back upstairs, and let him in.
[ترجمه گوگل]از کانال زغال سنگ وارد شد، به زیرزمین رفت، به طبقه بالا برگشت و به او اجازه داد داخل شود
[ترجمه ترگمان]از سرسره آبی که در زیرزمین بود داخل شد و به طبقه بالا برگشت و به او اجازه داخل شدن داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. I stopped at the compactor chute and disposed of my disposable gloves.
[ترجمه گوگل]کنار دریچه فشرده ساز ایستادم و دستکش های یکبار مصرفم را دور ریختم
[ترجمه ترگمان]من جلوی the خرد کن توقف کردم و از دستکش های disposable دست کشیدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. There was a sickening lurch as my chute opened and my harness tightened round me so that I could hardly breathe.
[ترجمه گوگل]وقتی چادرم باز شد و مهارم دورم سفت شد و به سختی می‌توانستم نفس بکشم، غوغایی ناخوشایند وجود داشت
[ترجمه ترگمان]وقتی chute باز شد و harness به دور من تنگ تر شد، به سختی می توانستم نفس بکشم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Spent cartridges are ejected straight down through the chute, which exits just behind the pistol grip.
[ترجمه گوگل]کارتریج‌های مصرف‌شده مستقیماً از طریق ناودان به پایین پرتاب می‌شوند، که درست از پشت دستگیره تپانچه خارج می‌شود
[ترجمه ترگمان]فشنگ از chute که درست در پشت تپانچه بسته می شود، از سوراخ بیرون پرت می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

ناودان یا مجرای سرازیر (اسم)
chute

زوال (اسم)
decline, decay, decadence, downfall, fadeaway, ebb, sublation, lapse, fall, chute, deterioration, consumption, tailspin

شیب تند رودخانه (اسم)
chute

انحطاط (اسم)
decline, decadence, downfall, devolution, downhill, slough, chute, degeneration, degeneracy, retrogradation

مخفف کلمه پاراشوت (اسم)
chute

سقوط (اسم)
drop, decline, downfall, fall, crash, collapse, chute, falling, crackup, prolapse, plumper, tailspin

تخصصی

[علوم دامی] شوت ؛ راهرویی با دیوار چوبی یا فلزی که در اصطبل در نظر گرفته می شود تا کار کردن با حیوان اسانتر باشد .
[عمران و معماری] شوت - شیب تند - تند آب - سراشیبی - کانال پرتابی - تند آبراه - سرسره - سطح شیبدار - خیزآب - ریزش با سقوط - آبشار - ریزش سقوط - ناوه شیبدار
[زمین شناسی] تند أب، ناوه شیبدار، ناودان (زمین ریخت شناسی): اصطلاحی در جزیره وایت، برای یک بریدگی با شیب تند که یک مسیر را از بالای سطح صخره به زمین زیر صخره ایجاد می کند. (آبشناسی): ناودان، یک مسیر آب شیب دار که یا بصورت طبیعی و یا بصورت مصنوعی شیبدار شده است. (کانسار): شوت؛ یک نوع رگچه مانند رگچه کانه.
[ریاضیات] سطح شیبدار، ناودانی، ناودان، سرسره
[معدن] ریزشگاه (عمومی) - ریزشگاه (معادن زیرزمینی)
[آب و خاک] تندآب، تند آبراهه، شوت، آب شره، شره آب،

به انگلیسی

• steep channel, tube, shaft; waterfall, cascade
a chute is a steep, narrow slope down which people or things can slide.

پیشنهاد کاربران

محل ریزش ( در نوار نقاله ها )
فواره آب
cattle chute: محل تنگ برای نگهداری دام. فنسِ تیمار کردن دام.
مجرای ریزش ( در نوار نقاله )
شیب تند
مخفف Parachute:چترنجات
شوت یا ناده شیبدار برای بتن ریزی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما