choreograph

/ˈkɔːriəˌɡræf//ˈkɔːiəˌɡræf/

دقیقا طرح ریزی کردن، (به ویژه در رقص باله) حرکات رقصگران را طرح و تنظیم کردن، رقص آرایی کردن، طرح رقص یا بالت را ریختن، درحال رقص یا بالت بودن

بررسی کلمه

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: choreographs, choreographing, choreographed
مشتقات: choreographer (n.)
(1) تعریف: to plan the dance movements of (a single dance, a show, or the like, as in ballet or modern dance).

(2) تعریف: to plan (a complex event or sequence of events) in great detail.

جمله های نمونه

1. Achim had choreographed the dance in Act II himself.
[ترجمه گوگل]آخیم رقص را در Act II خودش طراحی کرده بود
[ترجمه ترگمان]Achim در قانون دوم رقص را طراحی کرده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. There was some carefully choreographed flag-waving as the President drove by.
[ترجمه گوگل]در حالی که رئیس جمهور در حال رانندگی بود، تعدادی پرچم با دقت به اهتزاز در آمد
[ترجمه ترگمان]همان طور که رئیس جمهور به رانندگی ادامه می داد، یک پرچم به دقت طراحی شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She has danced, choreographed, lectured and taught all over the world.
[ترجمه گوگل]او در سراسر جهان رقص، رقص، سخنرانی و تدریس داشته است
[ترجمه ترگمان]او رقص، رقص، سخنرانی و تدریس در سرتاسر دنیا را شروع کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The show is very cleverly choreographed.
[ترجمه گوگل]این نمایش بسیار هوشمندانه طراحی شده است
[ترجمه ترگمان]این برنامه به طور ماهرانه طراحی شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The ballet was choreographed by Ashton.
[ترجمه گوگل]رقص باله توسط اشتون انجام شد
[ترجمه ترگمان]باله توسط اشتون طراحی شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. A beautiful, once in a lifetime waltz, choreographed by the rock.
[ترجمه گوگل]یک والس زیبا، یک بار در زندگی، که توسط صخره طراحی شده است
[ترجمه ترگمان]یه بار زیبا، یه بار تو یه رقص زندگی که از سنگ ساخته شده بو
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. She has been asked to choreograph a modern ballet for the National Dance Theatre.
[ترجمه گوگل]از او خواسته شده است که یک باله مدرن را برای تئاتر ملی رقص طراحی کند
[ترجمه ترگمان]از او خواسته شده است که یک باله مدرن برای تئاتر ملی رقص طراحی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. There were some fabulous, beautifully choreographed dance routines.
[ترجمه گوگل]روال های رقص شگفت انگیزی وجود داشت که به زیبایی طراحی شده بودند
[ترجمه ترگمان]یه سری حرکات رقص عالی برام طراحی کرده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Supers fill the stage at every opportunity, choreographed to simulate horror.
[ترجمه گوگل]سوپرها در هر فرصتی صحنه را پر می کنند و برای شبیه سازی وحشت طراحی شده اند
[ترجمه ترگمان]supers صحنه را در هر فرصت پر می کنند و برای شبیه سازی وحشت طراحی می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. He could choreograph for the company that was coming to feel like a millstone, and he could tour.
[ترجمه گوگل]او می‌توانست برای شرکتی که شبیه یک سنگ آسیاب بود، رقص نویسی کند، و می‌توانست تور کند
[ترجمه ترگمان]او طراحی شرکت را ترتیب داد که مثل سنگ آسیا به نظر می رسید و می توانست از آنجا دور شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The commemorative battle was sufficiently well choreographed to avoid serious damage . . . although there were still plenty of cuts and bruises.
[ترجمه گوگل]نبرد یادبود به اندازه کافی خوب طراحی شده بود تا از آسیب جدی جلوگیری شود اگرچه هنوز بریدگی ها و کبودی های زیادی وجود داشت
[ترجمه ترگمان]جنگ صلیبی به اندازه ای طراحی شده بود که از آسیب جدی جلوگیری کند، هرچند هنوز مقدار زیادی بریدگی و کبودی وجود داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Alvin stayed on, and even began to choreograph acts himself.
[ترجمه گوگل]آلوین ادامه داد و حتی خودش شروع به طراحی رقص کرد
[ترجمه ترگمان]الو ین ادامه داد و حتی شروع به انجام کاره ای غیرممکن کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Easily choreograph animation with the timeline editor.
[ترجمه گوگل]با ویرایشگر تایم لاین به راحتی انیمیشن طراحی کنید
[ترجمه ترگمان]طراحی انیمیشن با زمان سردبیری جدول زمانی غیرممکن می شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

انگلیسی به انگلیسی

• compose dance movements, direct a ballet or musical
when someone choreographs a ballet or other dance, they invent the steps and movements and tell the dancers how to perform them.

پیشنهاد کاربران

کوریِگرَف
🔸 معادل فارسی:
• طراحی رقص کردن
• حرکات رقص را تنظیم کردن
• ( مجازی ) با دقت برنامه ریزی و هماهنگ کردن
• صحنه آرایی یا هماهنگ سازی دقیق کردن
🔸 مثال ها:
• She choreographed the dance for the opening ceremony.
...
[مشاهده متن کامل]

او رقص مراسم افتتاحیه را طراحی کرد.
• The fight scenes were carefully choreographed.
صحنه های مبارزه با دقت طراحی و هماهنگ شده بودند.
• The campaign was carefully choreographed to attract media attention.
این کارزار با دقت برنامه ریزی و هماهنگ شد تا توجه رسانه ها را جلب کند.
• The president's visit appeared to be choreographed down to the smallest detail.
به نظر می رسید سفر رئیس جمهور تا کوچک ترین جزئیات با دقت برنامه ریزی شده بود.

طراحی حرکات و ترتیب آنها در رقص باله