chock

/t͡ʃɑːk//t͡ʃɒk/

معنی: گوه، کیپ، محکم کردن، از حرکت بازداشتن
معانی دیگر: کاملا پر، به هم چپیده، گوه (تکه چوبی که چرخ یا بشکه را از غلتیدن باز می دارد)، پر کنک (هر چیزی که برای پر کردن درز یا فضای خالی به کار می رود)، اکنه، زاموسقه، (کشتیرانی) قلاب طناب، بست طناب، با گوه محکم یا ثابت کردن، با گوه یا تراشه کیپ کردن، تکه چوبی که چر  یا چلیکی را ازغلتیدن بازمیدارد، باچوب محکم کردن، محکم، سفت
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a wedge or block placed under an object to prevent it from moving.
مشابه: wedge
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: chocks, chocking, chocked
• : تعریف: to furnish or hold steady with a chock or chocks.
مشابه: wedge
قید ( adverb )
• : تعریف: as close as possible.

- Put the table chock up against the wall.
[ترجمه گوگل] میز میز را روی دیوار قرار دهید
[ترجمه ترگمان] میز رو به دیوار وصل کن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. chock up against the wall
کاملا نزدیک به دیوار،چسبیده به دیوار

2. A chock full pool of water, after blowing off silence.
[ترجمه گوگل]یک استخر پر از آب، پس از دمیدن سکوت
[ترجمه ترگمان]یک استخر پر از آب، بعد از خاموش شدن سکوت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The train was chock - full of travellers.
[ترجمه گوگل]قطار شلوغ بود - پر از مسافر
[ترجمه ترگمان]قطار پر از مسافران بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The town centre was chock - a - block.
[ترجمه گوگل]مرکز شهر یک بلوک بود
[ترجمه ترگمان]مرکز شهر دارای چاک سینه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The dustbin is chock - full.
[ترجمه گوگل]سطل زباله پر است - پر است
[ترجمه ترگمان]سطل زباله پر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. We have this morning's here, Chock full of column inches on yourself.
[ترجمه گوگل]امروز صبح اینجاست، چاک پر از اینچ ستون روی خودت
[ترجمه ترگمان]ما امروز صبح اینجا، Chock پر از ستون های ستون و یک اینچ با خودت داریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Yet you may have a list chock full of interesting points with only slight degrees of greater importance.
[ترجمه گوگل]با این حال ممکن است فهرستی پر از نکات جالب با درجات جزئی اهمیت بیشتری داشته باشید
[ترجمه ترگمان]با این حال ممکن است لیستی پر از نقاط جالب با تنها کمی از اهمیت بیشتر داشته باشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Hartley's letter is chock full of down-home metaphors that question the intelligence of your readers and our customers, the musicians.
[ترجمه گوگل]نامه هارتلی مملو از استعاره‌هایی است که هوش خوانندگان و مشتریان ما، موسیقی‌دانان را زیر سوال می‌برد
[ترجمه ترگمان]نامه هارتلی پر از استعاره های خانگی است که هوش خوانندگان و مشتریان ما را زیر سوال می برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Chock the back wheels when I stop.
[ترجمه گوگل]وقتی می ایستم چرخ های عقب را ببندید
[ترجمه ترگمان]وقتی متوقف می شوم چرخ های عقب ماشین را باز می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The theater is chock - full.
[ترجمه گوگل]تئاتر پر است - پر است
[ترجمه ترگمان]تئاتر پر از جمعیت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Chock the barrel up or else it will roll over.
[ترجمه گوگل]بشکه را فشار دهید وگرنه غلت می زند
[ترجمه ترگمان]لوله را باز کنید وگرنه منفجر خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The road was chock a - block with cars again today.
[ترجمه گوگل]جاده امروز دوباره پر از ماشین بود
[ترجمه ترگمان]این جاده امروز بار دیگر با اتومبیل ها فاصله داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Apple seeds are chock full of cyanogenic acid.
[ترجمه گوگل]دانه های سیب مملو از اسید سیانوژنیک هستند
[ترجمه ترگمان]دانه های سیب پر از اسید cyanogenic هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. By Jove! It's chock - full.
[ترجمه گوگل]توسط Jove! پر است - پر است
[ترجمه ترگمان]به خدا قسم! پره - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

گوه (اسم)
slice, quoin, gad, cleat, chock, wedge, gib, sprag

کیپ (صفت)
tight, chock, watertight, chock-a-block, chock-full, well-set

محکم کردن (فعل)
firm, fix, consolidate, reinforce, strengthen, stake, clinch, fasten, fixate, tighten, girth, chock, solidify, rivet

از حرکت بازداشتن (فعل)
trig, stall, chock

تخصصی

[عمران و معماری] گوه
[مهندسی گاز] مسدودکردن، ازحرکت بازداشتن
[زمین شناسی] گوه، محکمکردن،محکم همچنین جکهای هیدرولیکی بزرگ که برای حمایت سقف در سیستمهای معدنکاری استفاده می شود .
[ریاضیات] گوه، میخ محوری، قید اهرم
[معدن] گوه (نگهداری)

به انگلیسی

• wedge; metal fitting for towing or mooring
secure with a wedge or block; compress, make compact
full; overflowing; packed

پیشنهاد کاربران

احساس خفگی به خاطر گیر کردن چیزی در گلو
خفه شدن
غذا توی حلق افتادن
chock ( حمل‏ونقل دریایی )
واژه مصوب: گوِه
تعریف: قطعاتی از جنس چوب یا مواد دیگر که برای جلوگیری از حرکت یا غلتش شناور در حوضچه یا در خشکی زیر آن قرار می دهند
علاوه بر "خفه کردن / شدن" که معنی اصلی این فعل است، با حرف اضافه with به معنی "پر بودن از چیزی " هم معنی میده. خودمونی بگم، میشه همون "کیپ تا کیپ"
مثلا:
At lunchtime the streets were choked with traffic
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما