chips


معنی: خاشاک
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. poker chips
ژتون پوکر

2. potato chips are crisp
سیب زمینی سرخ کرده (چیپس) ترد است.

3. there are chips that can hold a million words
بعضی از تراشه های کامپیوتری می توانند بیش از یک میلیون واژه را ذخیره کنند.

4. this crystal chips easily
این بلور زود پریدگی پیدا می کند.

5. let the chips fall where they may
هر چه باداباد

6. when the chips are down
هنگام سختی،محک تجربه،در گیرودار مشکلات

7. cash in one's chips
1- (در قمار بازی) ژتون های برنده ی خود را نقد کردن 2- (خودمانی) مردن

8. a bag of potato chips
یک پاکت (سیب زمینی) چیپس

9. a dip for potato chips
سس برای آن که سیب زمینی سرخ کرده در آن فرو برده شود.

10. he has had his chips
آخرین فرصت به او داده شده است

11. we were playing with ten-dollar chips
ما با ژتون های ده دلاری بازی می کردیم.

12. this brick is made of marble chips and cement
این آجر از خرده سنگ مرمر و سیمان درست شده است.

13. he hammered large blocks of stone into chips
او با چکش قطعات بزرگ سنگ را خرد کرد.

14. friends and foes are known only when the chips are down
فقط در مصایب دوست و دشمن معلوم می شود.

15. they nest fragile products in a mass of plastic chips and cotton
آنها تولیدات زود شکن را در توده ای از پلاستیک ریزه شده و پنبه جاسازی می کنند.

16. They gave us bags of potato chips .
[ترجمه ترگمان]آن ها به ما کیسه های سیب زمینی را دادند
[ترجمه گوگل]آنها کیسه های چیپس سیب زمینی را به ما دادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. One day when the chips are down, you will know who your true friends are.
[ترجمه محسن] یه روز که اوضاع داغونه دوست واقعیتو میشناسی
|
[ترجمه دیکشنری سینا] یک غذای سرخ کرده که از سیب زمینی نازک رنده شده ، آن را سرخ میکنند و می خورند
|
[ترجمه ترگمان]یه روز وقتی که چیپس تموم شد، تو می دونی که دوستای واقعی تو کی هستن
[ترجمه گوگل]یک روز زمانی که تراشه ها پایین می آیند، شما می دانید که دوستان واقعی شما هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

18. The fish was OK, but the chips were a tad greasy.
[ترجمه ترگمان]ماهی خوب بود، اما چیپس هم کمی روغنی بود
[ترجمه گوگل]ماهی خوب بود، اما تراشه ها چرب بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

19. Get some fish and chips on your way home.
[ترجمه ترگمان]چند تا ماهی و چیپس توی راه خونه تون گیر بیارین
[ترجمه گوگل]برخی از ماهی ها و تراشه ها را در خانه خود ببرید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

20. Fish and chips to take away, please.
[ترجمه ترگمان]ماهی و تراشه برای بردن لطفا
[ترجمه گوگل]لطفا ماهی و چیپس را بردارید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

21. I'd like a fish and chips to take out, please.
[ترجمه R] هدیه یا پیشکش
|
[ترجمه ترگمان]من از یک ماهی و تراشه برای بیرون رفتن خوشم میاد، لطفا
[ترجمه گوگل]من می خواهم یک ماهی و تراشه بگیرم، لطفا
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

خاشاک (اسم)
chips, shavings

تخصصی

[نساجی] چیپس - قطعات پلیمری

به انگلیسی

• money (slang)

پیشنهاد کاربران

چیپس

چیپس
ابزار
تراشه ها
سیب زمینی سرخ کرده
به ( chips ) بیشتر سیب زمینی سرخ کرده گفته میشود تا چیپس 🍟🍟🍟


. ( Short form of "Cybernatic Heuristic Integrated Perception System" ( CHIPS
chips ( علوم و فنّاوری غذا )
واژه مصوب: برگک 2
تعریف: ورقۀ نازک خشک‏شدۀ سیب‏زمینی و میوه
خرد شده - لایه لایه شده
صرفا در لهجه و فرهنگ امریکن، چپس یا Chips به معنای چیپس خودمونه، چراکه برای معادل چیپس در لهجه برتیش، واژه crisps وجود داره!

واژه Chips در لهجه برتیش به معنای سیب زمینی سرخ کرده ( به صورت باریکه باریکه ) هست!!!! نه چیپس!!!!!

واژه French fries هم در فرهنگ ( American ) به معنای خلال های سیب زمینی سرخ شده است.
لایه نازک . خشکه
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما