chidingly

انگلیسی به انگلیسی

• scoldingly, quarrelingly, teasingly

پیشنهاد کاربران

به طور سرزنش آمیزی
مثال: His father chidingly told him to hit the books = پدرش به طور سرزنش آمیزی به او گفت که به درست برس

بپرس