chickens

شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. chickens have come home to roost
عواقب عمل بد دامنگیر انسان می شود،هر که نان از عمل خویش خورد

2. fluffy chickens
جوجه های نرم و پنبه مانند ن

3. count one's chickens before they are hatched
جوجه ها را قبل از پاییز شمردن

4. count one's chickens before they are hatched
جوجه را قبل از پاییز شمردن

5. a brood of chickens were peeping and running after their mother
یک دسته جوجه جیک جیک کنان دنبال مادر خود می دویدند.

6. i watched the chickens hatch
من از تخم بیرون آمدن جوجه ها را تماشا کردم.

7. we ate fried chickens and mashed potatoes
ما جوجه ی سرخ کرده و پوره ی سیب زمینی خوردیم.

8. a hen and her chickens
یک مرغ و جوجه های او

9. at night, the farm chickens roost on this tree
شب ها مرغ های مزرعه روی این درخت می نشینند.

10. she went to feed the chickens
او رفت که مرغ و خروس ها را غذا بدهد.

11. an incubator can hatch hundreds of chickens
ماشین جوجه کشی می تواند صدها جوجه به عمل آورد.

12. we ate bread crusts and gave the crums to the chickens
ما پوسته ی نان را می خوردیم و درونه ی آن را به مرغ می دادیم.

پیشنهاد کاربران

جوجه ها
طیورات
معنی بروبکس یا اکیپ دوستا هم میده
Anyones here?
Just chickens
بچه مچه ها اینجان
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما