🔸 معادل فارسی:
• گزینش جانبدارانه
• انتخاب گزینشی ( برای اثبات یک نظر )
• انتخاب دلخواه داده ها یا شواهد
• دستچین کردن اطلاعات به نفع خود
🔸 مثال ها:
• He was accused of cherry - picking the data.
... [مشاهده متن کامل]
او متهم شد که داده ها را به صورت گزینشی انتخاب کرده است.
• The report is misleading because it cherry - picks only positive results.
این گزارش گمراه کننده است چون فقط نتایج مثبت را به صورت گزینشی انتخاب کرده است.
• You're cherry - picking facts to support your argument.
تو داری برای حمایت از حرفت، فقط بعضی واقعیت ها را انتخاب می کنی.
• Cherry - picking statistics can distort reality.
انتخاب گزینشی آمار می تواند واقعیت را تحریف کند.
• گزینش جانبدارانه
• انتخاب گزینشی ( برای اثبات یک نظر )
• انتخاب دلخواه داده ها یا شواهد
• دستچین کردن اطلاعات به نفع خود
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
او متهم شد که داده ها را به صورت گزینشی انتخاب کرده است.
این گزارش گمراه کننده است چون فقط نتایج مثبت را به صورت گزینشی انتخاب کرده است.
تو داری برای حمایت از حرفت، فقط بعضی واقعیت ها را انتخاب می کنی.
انتخاب گزینشی آمار می تواند واقعیت را تحریف کند.
این جمله یعنی:
�عملِ انتخاب کردن بهترین افراد یا چیزها از میان یک گروه و کنار گذاشتن آن هایی که چندان خوب نیستند. �
به زبان ساده تر:
یعنی انتخاب بهترین ها از بین یک مجموعه و حذف گزینه های ضعیف تر.
گزینش یا گلچین کردن
�عملِ انتخاب کردن بهترین افراد یا چیزها از میان یک گروه و کنار گذاشتن آن هایی که چندان خوب نیستند. �
به زبان ساده تر:
یعنی انتخاب بهترین ها از بین یک مجموعه و حذف گزینه های ضعیف تر.
گزینش یا گلچین کردن
انتخاب بهترین ها
چیدن گیلاس یا در اصطلاح به معنی انتخاب گزینشی و با غرض
انتخاب کردن فقط بهترین افراد یا چیزها از یک گروه، به طوری که فقط افراد یا چیزهایی که خوب نیستند باقی بمانند
مثال )
The new schools were accused of cherry - picking the best students in the area
... [مشاهده متن کامل]
مدارس جدید متهم به گزینش بهترین دانش آموزان منطقه بودند.
انتخاب کردن فقط بهترین افراد یا چیزها از یک گروه، به طوری که فقط افراد یا چیزهایی که خوب نیستند باقی بمانند
مثال )
... [مشاهده متن کامل]
مدارس جدید متهم به گزینش بهترین دانش آموزان منطقه بودند.
از بین همه حقایق / نتیجه ها / اتفاقات مربوط به یک موضوع، فقط اونهایی رو بگیم که به نفعمونه. گزینشی گزارش کردن.
گلچین کردن
استفاده گزینشی