checks and balances

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a governmental mechanism of self-regulation provided for in the U.S. and other constitutions, by which the powers of each branch of government are limited by powers vested in another branch of government.

انگلیسی به انگلیسی

• system of restrictions within a government so that one agency does not have absolute power (ex: u.s. congress approves the president's cabinet members and supreme court justices)

پیشنهاد کاربران

در معادل ها و برابرهای پیشنهادیاز سوی دوستان برای برگردان اصطلاح Checks and Balances از معادل هایی مانند �توازن قدرت�، �تفکیک قوا�، �تعادل و توازن قوا� و �نظارت بر قوای سه گانه� استفاده شده است. با این حال، با احترام به همه دوستان، هیچ یک از این عبارات نمی توانند به درستی همه ابعاد و کارکردهای این سازوکار محوری در نظریة حکومت های قانون مدار را پوشش دهند که دلیل این امر را در ادامه شرح خواهم داد:
...
[مشاهده متن کامل]

۱. توازن قدرت:
این عبارت عمدتاً در ادبیات روابط بین الملل و به معنای توزیع قدرت میان کشورها به کار می رود، نه توازن نهادی در درون یک حکومت. در مباحث ساختار داخلی حکومت، این اصطلاح مفهوم فنی �بازدارندگی متقابل قوا� را دقیق منتقل نمی کند.
۲. تفکیک قوا:
این اصطلاح، بیشتر به معماری بنیادین نظام سیاسی اشاره دارد که طبق آن قدرت به سه قوه مقننه، مجریه و قضائیه تقسیم می شود. اما برای تحقق �پایش و توازن� فقط تفکیک کافی نیست؛ ایجاد سازوکارهایی که هریک از قوا بتوانند دیگری را مهار کنند ( یعنی Checks and Balances ) لازمة کارآمدی این تفکیک است.
۳. تعادل و توازن قوا:
این ترکیب، هرچند به توزیع متعادل قدرت میان نهادها دلالت دارد و نزدیک به مفهوم اصلی است، اما عنصر کلیدی �پایش و نظارت متقابل� را، که جوهره سازوکار Checks and Balances است، در بر ندارد یا صرفاً به صورت تلویحی و غیرشفاف بیان می کند.
۴. نظارت بر قوای سه گانه:
این تعبیر صرفاً ناظر بر ساز و کارهای پایشگرانه است و بعد توازن ( Balance ) و بازدارندگی دوجانبه قوا را نادیده می گیرد. در حالی که در نظام Checks and Balances، قوا نه تنها از یکدیگر مستقل اند بلکه هر یک ابزارهایی برای محدود کردن قدرت دیگر قوا دارند و بر یکدیگر اعمال نظارت می کنند.
جمع بندی:
با توجه به مباحث فوق، پیشنهاد بنده به مانند برخی از دوستان، �سازوکار پایش و توازن�است. سازوکاری که ضمن پایش متقابل قوا، به توزیع متوازن قدرت میان قوای حاکمه می انجامد. این معادل تمامی ابعاد نظری و عملی را در بر می گیرد و هم بنیان ساختاری ( Balance ) و هم سازوکار مهارگرانه ( Checks ) را به خوبی منتقل می کند.

سیستم نظارتی که در آمریکا حاکم است و باعث می شود که گروهی قدرت مطلقه پیدا نکنند چون هر نهاد توسط نهاد دیگری نظارت و پایش می شود
تعادل و توازن قوا
اداره توزیع عادلانه قدرت
نظارت به قوای سه گانه
Counterbalancing influences by which an organization or system is regulated, typically those ensuring that political power is not concentrated in the hands of individuals or groups.
نظام نظارت و تعادل
تفکیک قوا
توازن قدرت ، طوری که نظارت بر قدرت نهادها و اشخاص در سیستم دارن که به تنهایی از قدرت و نفوذ کامل برخوردار نباشند
توازن قدرت
منظور از توازن و کنترل در یک سیستم، ارکان قدرت شامل قوه قضاییه، مجریه و قانونگذاری هست، به عبارت دیگر ارکان قدرت.

نظارت و توازن
نظارت و موازنه
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٣)